|
|
|
|
|
آدامس : تنها چيزی كه توی دهان خانم ها بند می شود!
آدم خوار: انساندوست افراطی!
آدم مغرور: كسی كه اگر جلاد بخواهد گردنش را بزند بگويد: يه وجب بلند تر بزن!
ادب : يعنی كمك به يك خانم زيبا در عبور از خيابان حتی اگر به كمك احتياج نداشته باشد!
ازدواج : قمار زندگی است و در قمار معمولا برد با كسی است كه بيشتر تقلب كند!
الكل : مايع گرانبهايی كه همه چيز را محفوظ نگاه می دارد مگر اسرار را!
اوراقچی : تنها موجودی كه زنها را بهترين رانندگان دنيا ميداند!
ايده آل : شوهری كه بتواند با زنش بهمان دقت و ملايمتی كه در مورد اتومبيل تازه اش دارد رفتار كند!
بز بيار : فلك زده ای كه زنش زشت و كلفتش بيريخت باشد!
بوسه : تصادفی كه فقط يك سيلی به آدم ضرر می زند!
بيست سالگی : دورانی كه پسر ها دنبال معشوقه می گردند ، دختر ها دنبال شوهر!
چشم : عضوی كه چشم چرانها با آن ارتزاق می كنند!
خسيس : كسی كه وقتی خانه اش آتش می گيرد برای اينكه پول تلفن ندهد تا اداره آتش نشانی بدود!
خوش بين : مردی كه تصور كند وقتی زنی پای تلفن خداحافظی كند گوشی را خواهد گذاشت!
دوران تجرد : دورانی كه معمولا برای مردها بعد از ازدواج شروع می شود!
رفيق : كسی كه هميشه به شما مقروض است!
زوج ايده آل : شوهر كر و زن لال!
سو ء ظن : سعی در دانستن چيزی كه بعدا" انسان آرزو می كند ای كاش آنرا نمی دانست!
سينما : جايی كه پشت سر شما حرف می زنند!
عشق : دردسری كه برای فراموش كردن آن بايد عشق تازه تری پيدا كرد!
سرخ پوست : مرد خوشبختی كه وقتی زنی او را می بوسد صورتش ماتيكی نمی شود!
سنجاق قفلی : تنها قفلی كه بدون كليد باز می شود!
ماچ : بوسه ای كه هنوز رنگ آرتيستی نگرفته!
موش : خانم هايی كه نصف شب به جيب شوهر هايشان شبيخون می زنند!
هالو : شوهری كه دستكش ظرفشويی را بجای اندازه دست خودش ، اندازه دست زنش بخرد!
...
|
||
|
|
|
|
|
كاشكي او با من بماند نرود و تنهايم نگذارد مرا در تنهاييم در ميان مرداب اشك هايم در سكوت گفته هايم در خاموشي دائم بيايد و با خود بهاري بياورد هميشه ماندگار با آسماني هميشه آبي و با خود ببرد شب را و بياورد با خود ستاره هايي بزرگتر از خورشيد كاشكي او با من بماند ................. |
||
|
|
|
|
|
شمال و غرب و جنوب پريشان و آشفته اند. تاج ها در هم مي شكنند و امپراتوري ها به خويش مي لرزند. بيا از اين دوزخ بگريز و آهنگ شرق دلپذير كن تا در آنجا نسيم روحانيت بر تو ورزد و در بزم مي و عشق و آواز، آب خضر جوانت كند. |
||
|
|
|
|
|
دردم را به شمع گفتم آنقدر گريست كه از گفته خود پشيمان شدم. به خورشيد گفتم آنقدر تابيد كه نيلوفرهاي آبي خشك شدند. به دريا گفتم آنقدر خروشيد كه تمام زمين را بلعيد. و من اكنون در عميق ترين و ژرف ترين درياها تا انتها به پيش خواهم رفت به اميد آنكه به آنچه مي خواهم برسم. |
||
|
|
|
|
|
حديث عشق تو ديوانه كرده عالم را به خون نشانده دل دودمان آدم را غبار ماتم تو آبرو به من بخشيد به عالمي ندهم اين غبار ماتم را غم تو موهبت كبرياست در دل من نمي دهم به سرور بهشت اين غم را به نيم قطره اشك محبتت ندهم اگر دهند به دستم تمام عالم را اگر بناست دمي بي تو بگذرد عمرم هزار بار بميرم نبينم آن دم را منو جدا شدن از كوي تو خدا نكند خدا هر آنچه كند از توام جدا نكند |
||
|
|
|
|
|
بگذار كه در حسرت ديدار بميرم در حسرت ديدار تو بگذار بميرم دشوار بود مردن وروي تو نديد بگذار به دلخواه تو دشوار بميرم بگذاركه چون مرغان شباهنگ در وحشت و اندوه شب تار بميرم بگذاركه چون شمع كنم پيكر خود آب در بستر اشك افتم و ناچار بميرم بگذارچو خورشيد گدازنده مصفا در دامن شب با تن تب دار بميرم بگذارشوم سايه ايوان بلندي سويت خزم و گوشه ديوار بميرم مي ميرم از اين درد كه جان دگرم نيست تا از غم عشق تو دگر بار بميرم تا بوده ام اي دوست وفا دار تو بودم بگذار بدان گونه وفادار بميرم |
||
|
|
|
|
|
ای یکی یکدانه ی سرو گلستان دلدادگی . تولدت مبارک H A P P Y B I R T H D A Y تولدت مبارک خوش اومدی ستاره روز تولد تو میلاد عشق پاکه |
||