تبليغاتX
علم دانستن و هنر توانستن

سخت افزار:مجموعه قطعات الكترونيكي كامپيوتر كه به نوعي با هم و با دنياي بيرون رابطه دارند را سخت افزار گويند.

نرم افزار:مجموعه برنامه هاي هستند كه سخت افزار را وادار به نوعي فعاليت مي كند.

برنامه:مجموعه دستورالعمل هاي كه منجر به دستيابي به يك هدف مشترك مي شود را برنامه گويند.

تعريف خروجي:مجموعه ابزارهايي كه به نوعي اطلاعات را از درون سيستم به بيرون منتقل مي كند را خروجي گويند.

تعريف ورودي:مجموعه ابزارهاي الكتريكي يا الكترونيكي كه به نوعي اطلاعات را يا داده ها را وارد سيستم مي كند را ورودي گويند.

كامپيوتر نيز همانند انسان داراي ابزارهاي خروجي است.

كامپيوتر نيز همانند انسان داراي ابزارهاي ورودي است.

كنترل گر مركزي:قسمتي از سيستم است به عبارتي تمامي كنترل هاي سيستم به عهده اين قسمت مي باشد (cpu)

تعريف حافظه: حافظه در واقع مكاني است كه براي ذخيره سازي اطلاعات يا داده هاي خام مورد استفاده قرار مي گيرد.

اطلاعات: مجموعه داده هاي پردازش شده است.

داده هاي خام: مجموعه داده هاي پردازش نشده است.

پردازش: تجزيه و تحليل يك سري اطلاعات است.

كامپيوتر: مجموعه اي از قطعات الكترونيكي است كه با هم گردآوري شده و مجموعه سخت افزار را به وجود آورده و به كمك نرم افزار مجموعه اي نسبتا هوشمند بوجود آورده است.

سيستم عامل: عبارت است از 1)برنامه كلي كه به عنوان روح و مدير سيستم وظايف عمده اي را بر عهده دارد كه از جمله اين موارد1)مديريت سيستم2)فراهم آوردن محيطي جهت ارتباط با دنياي بيرون 3)فراهم آوردن محيطي جهت فعال شدن نرم افزارها و يا حتي سيتسم عامل هاي ديگر

زبان برنامه نويسي: يك زبان برنامه نويسي عبارت است از مجموعه دستورالعمل ها و مجموعه قواعد حاكم كه مجموعا جهت انجام كار يا عملي از ان زبان استفاده مي كنيم.

زبان هاي برنامه سازي به طور كلي در سه سطح:سطح پايين، سطح ميانه، سطح بالا تقسيم بندي مي شوند.

زبان هاي سطح پايين: زبان هايي هستند كه معمولا درك آن براي مشكل ولي به زبان كامپيوتر و به سطح پايين يعني سخت افزار نزديك تر است.

زبان هاي سطح بالا: زبان هاي مستند كه به زبان انسان يا كاربران نزديك شده و درك آن براي كاربران به سهولت صورت مي گيرد.

تقسيم بندي علوم كامپيوتر:1)شاخه سخت افزار 2)شاخه نرم افزار

تقسيم بندي سخت افزار:1)ورودي ها:صفحه كليد يا كيبرد، موس، اسكنر، فلاپي يا هم ورودي و هم خروجي. قلم نوري، دوربين ديجيتال

2)خروجي:فلاپي درايو، پرينتر، اسپيكر(بلندگو)، مانيتور، رايتر(هم ورودي و هم خروجي)، سي دي درايو، چاپگر

3)كنترل گر مركزي (cpu): CPU قسمت اصلي سيستم مي باشند كه به عبارتي كنترل گر مركزي در داخل CPU قرار مي گيرد و اين CPU بر روي بردهاي اصلي كامپيوتر به نام برد قرار مي گيرند.

4)حافظه:حافظه ها يا موقت اند يا دائم، حافظه ها يا اصلي اند يا جانبي

تعريف حافظه اصلي: حافظه هاي اصلي حافظه هايي هستند كه با كنترل در مركزي يعني CPU بلاواسطه در ارتباط اند.

تعريف حافظه جانبي: حافظه هاي جانبي حافظه هايي هستند كه به وسيله حافظه هاي اصلي با CPU در ارتباط‌اند .

تعريف حافظه دائم:حافظه هايي هستند كه اطلاعات ثابت است و به نوعي مي شود گفت يكبار مصرف اند از نظر ثبت اطلاعات مانند CD.

تعريف حافظه موقت: حافظه هايي هستند كه اطلاعات آنها دائمي نيست ممكن است با قطع جريان برق اطلاعات آنها از بين برود.

حافظه اصلي

حافظه ROM

حافظه RAM

حافظه هاي ROM:حافظه ROM از نوع دائم اند و هم چنين اصلي اند.

خصوصيات ROM:با قطع برق اطلاعات از بين نمي رود فقط قابل خواندن است و قابل نوشتن نيست كم حجم و گران قيمت است.

حافظه هايRAM:يك حافظه اصلي است و موفت

خصوصيات RAM:با جريان برق اطلاعات از بين مي رود هم قابل خواندن است و هم قابل نوشتن كم حجم و گران قيمت است.

حافظه جانبي:مانند هاردديسك (ديسك سخت)، فلاپي ديسك (ديسك نرم)، LCDها، DVDها و نوارهاي مغناطيسي.

نوارهاي مغناطيسي:نوعي حافظه هاي جانبي است كه با دسترسي ترتيبي هستند.

حافظه انسان قابل گسترش است ولي كامپيوتر غير قابل گسترش است.

خصوصيات نسل هاي كامپيوتري:

1)نسل اول:اين كامپيوترها اساس كارشان بر مبناي كار لامپ هاي خلا بوده و از روشن و خاموش بودن اين لامپها به عنوان بود و نبود اطلاعات استفاده مي شود.

خصوصيات اين نسل عبارت است از بالا بودن مصرف انرژي، پايين بودن سرعت(سرعت انتقال داده ها و سرعت پردازش اطلاعات)، گرما زياد، حافظه پايين، پايين بودن حجم حافظه، اشغال فضاي زياد.

2)نسل دوم:به جاي لامپ خلاء اختراع و جايگزيني ترانزيستورها به محض ورود به عرصه علم كامپيوتر باعث كاهش حجم، كاهش مصرف انرژي، افزايش حافظه، افزايش سرعت و كاهش نسبي گرما شد كه از خصوصيات بارز اين نسل است.

3)نسل سوم:جايگزيني IC ها به جاي ترانزيستورها در نسل سوم كامپيوتر با جايگزين شدن IC ها خصوصيات زير به هر كامپيوتر تعلق گرفت:

1)مصرف انرژي به حداقل رسيد. 2)حجم و فضاي اشغالي توسط سيستم به حداقل رسيد 3)گرماي توليدي به حداقل رسيد و نزديك به صفر 4)قدرت ذخيره سازي و قدرت پردازش افزايش پيدا كرد. در خصوصيات بسيار مهم ديگر به شرح ذيل اتفاق افتاد:

1)كامپيوترها به صورت استفاده شخصي مبدل شده و در منازل و ادارات مورد استفاده قرار گرفت.

2)امكان برقراري ازتباط ما بين كامپيوترها از شهري به شهري يا از كشوري به كشوري و يا از نقطه اي به نقطه ديگر امكان پذير شد.

نسل چهارم:IC ها بر روي يكسري بردها قرار گرفت و سرعت بالا، مصرف انرژي حداقل افزايش حجم صورت گرفت.

بيت:كوچكترين محل ذخيره سازي اطلاعات است كه مقدار ان فقط مي تواند صفر و يك باشد كه آن را بيت مي گويند.

بايت:هرگاه مجموعه هست بيت در كنار هم قرار گيرد يك بايت تعريف مي شود.

براي ذخيره سازي اطلاعات مي توانيم از اعداد استفاده كنيم.

يادآوري 1: مي دانيم اعداد رياضي بر مبناي ده استوار است و در اين مبنا ده عدد صفر، يك تا نه با جايگشت هاي مختلف تمامي اعداد را توليد مي كند. لذا اگر ما تمامي حروف و علائم را كد گذاري كنيم و به هر كدام كه واحد اختصاص دهيم و با تغيير مبناي اين كدها به اضافه تغيير كد اعداد مبناي ده و انتقال تمامي اين مبناها به مبناي واحدي به نام باينري مي تواند نقطه آغازي براي ذخيره سازي تمامي حروف و ارقام قرار گيرد به حساب آيد.

تعريف مبناي پاييزي: همان گونه كه گفته شد مبناي باينري همان مبناي دو است به عبارت ديگر مباني كه فقط از صفر و يك تشكيل مي شود.

يادآوري2: براي نمايش مبناي اعداد، اعداد را به اين شكل در داخل پرانتز 10(133) و در پاي پرانتز مبنا را مشخص مي كنيم. استاندارد مبناي اعداد رياضي ده و استاندارد مبناي اعداد در كامپيوتر مبناي دو مي باشد.

يادآوري 3: هرگاه صحبت خاصي شود ديگر نمي توان آن مبنا را در بين ارقام اعداد مبنا مشاهده كرد(يعني اگر صحبت از مبناي 2 باشد ارقام تشكيل دهنده اعداد ما فقط صفر و يك است و دو قابل مشاهده نيست يا به عبارت ديگر اينكه خود مبنا در بين ارقام وجود ندارد چرا كه با جايگشت هاي مختلف آن عدد توليد خواهد شد.

2،1،0... A،B،C،D،E،F

16(     )=10(165)

16(    )=10(1479)

روش تبديل اعداد به مبناي 2:

جهت تبديل اعداد به مبناي 2 اعداد در مبناي ده را با استفاده از تقسيم هاي متوالي به مبناي دو مي بريم.

2(   )=10(25)

4(    )=10(95)

2(     )=10(46)

جهت ذخيره سازي در كامپيوتر:مبناي ذخيره سازي همان مبناي بيت يا همان مبناي لامپ خلاء و مبناي دو يا باينري مي باشد چرا كه يك لامپ دو حالت خاموش و روشن را دارد.

بيت دو حالت صفر و يك را در خود جاي مي دهد و مبناي باينري همان صفر و يك است براي ذخيره سازي داده ها و اطلاعات در كامپيوتر بايد تمامي داده ها و اطلاعات كدگذاري شده و به زبان صفر و يك يعني زبان ماشين ترجمه شوند تمامي عمليات بر روي اين اعداد صورت مي گيرد.

نكته 1:همان گونه كه در مبناي ده يكان، دهگان، صدگان و هزارگان و... داريم در مبناي دو نيز مبناي يكي، دوتايي، چهارتايي، هشت تايي و ... يعني توان هاي عدد دو را داريم چرا كه در مبناي ده مرتبه تغييراتي يعني از يكان به دهگان يا از دهگان به صدگان به هزارگان با استفاده از توان هاي عدد ده است لذا بر اين مبنا و معيار در مبناي دو نيز تغييرات بر مبناي توان هاي دو است.

148

تمرين:اعداد را از مبناي داده شده به مبناي خواسته شده ببريد؟

2(     )=16(       )=10(      )=3(2121)

2(     )=16(       )=10(       )=5(4432)

2(    )=16(     )=10(      )=7(634215)

2(    )=16(     )=10(      )=9(87654321)

2(    )=4(     )=10(      )=2(11011011)

2(    )=7(     )=5(      )=2(111110)

(AB2)=16(       )=2(        )10=

 

تذكر:هرگاه كامپيوترماnبيتي باشدما مي توانيم حداكثر  را در آن نمايش دهيم به شرطي كه تعداد بيتهاي ماهمگي براي اعداد مثبت به كار رود يعني بيتي به عنوان بيت علامت نداشته باشد.

جمع اعداد باينري:جمع اعداد باينري همانندجمع اعداد داراي قواعد و قوانين است به شرح ذيل:

                          يك رقم نقلي

يادآوري:همان گونه كه در جمع اعداد در مبناي ده وقتي مجموع اعداد از نه بيشتر ميشود از قاعده ده بر يك استفاده مي كنيم درجمع باينري نيز از رقم نقلي استفاده مي كنيم.

مثال1)

تفريق اعداد باينري : براي تفريق اعداد از سه روش زير استفاده مي كنيم :

1)روش اول تفريق : روشي است كه با استفاده از قواعد ذيل قابل انجام است‌ :

1 رقم قرضي   

مثال 2:

                   

                 

تمرين :

              

2)روش دوم تفريق : با استفاده از روش مكمل يك اعداد باينري .

توضيح : روش بدست اوردن مكمل يك اعداد باينري : در اين روش تمامي صفرها به يك و يكها به صفر تبديل مي شود .

مثال 3 :

در اين روش جهت تفريق به شرح ذيل اقدام مي كنيم :

ابتدا عدد تفريق شونده (عدد دومي) را مكمل يك مي كنيم سپس عدد مكمل شده يك را با عدد اول جمع مي نمائيم . آخرين بيت با ارزش حاصلجمع را حذف يا ناديده فرض مي كنيم . در گام بعدي حاصل نهايي را با يك جمع مي كنيم .

 

مثال 4:

3)روش سوم تفريق : با استفاده از قاعده مكمل دو :

توضيح : براي بدست آوردن مكمل دو اعداد به صورت باينري : ابتدا مكمل يك عدد آن را بدست آورده حاصل مكمل يك را با يك جمع مي كنيم در اين روش پس از محاسبه مكمل دو عدد تفريق شونده آن را با عدد اول جمع مي كنيم در نهايت بيت با ارزش را در صورت يك بودن حذف مي كنيم .

 

مثال :

ضرب اعداد باينري : اگر عدد دومي بيت اول يك بود خود عدد اول را مي نويسيم و اگر عدد دومي بيت اول صفر بود به تعداد ارقام عدد اول صفر مي گذاريم .

تقسيم اعداد باينري :

سوال 1 : كوچكترين واحد اطلاعاتي در حافظه چه نام دارد؟

16 بيت چند بايت است ؟

سوال 2) اگر كامپيوتر ما هشت بيتي باشد كدام يك از اعداد زير قابل نمايش نيست؟چرا؟

1024     512   256   128   64

تمرين : حاصل عبارات زير را محاسبه كنيد؟

                                

تمرين : تفريق هاي زير را به سه روش الف)معمولي ب)مكمل يك ج) مكمل دو بدست آوريد .

          


الگوريتم :

كلمه الگوريتم برگرفته از اسم دانشمند ايراني خوارزمي است . الگوريتم در اصطلاح لغت به معناي متد و روش و تكنيك حل مسئله است به طور كلي الگوريتم عبارت است از فهرستي از دستورالعمل ها كه براي انجام يك كار قدم به قدم اجرا شود در الگوريتم شروع و پايان كار بايد مشخص باشد .

 

فلوچارت (روند نما يا نمايش روند)

نمايش تصويري الگوريتم را فلوچارت مي ناميم .

 

اجزاي فلوچارت :

 


شروع :                                              

 


دستورات اجرايي :

 

تصميم گيري يا عبارات شرطي :

 


ورودي ها و خروجي ها :

 


چاپ كرد :                                           يا

 

مثال : مي خواهيم اعداد صفر تا ده را چاپ كنيم الگوريتم مربوطه را بنويسيد ؟

 

 

 

 

مثال : مطلوب است الگوريتم توليد حاصلجمع اعداد كوچكتر از ده .

 

 

 

 

مطلوب است الگوريتم جمع اعداد زوج كوچكتر از 20 .

 

 

 

 

مطلوب است الگوريتم محاسبه حاصلجمع اعداد فرد كوچكتر از 20

 

 

 

 

مثال : مطلوب است الگوريتم محاسبه اعداد اول كوچكتر از 100 را .

مطلوب است الگوريتم و فلوچارت توليد اعداد فيبوناچي را .

مطلوب است الگوريتم فلوچارتي كه بتواند عدد دلخواهي را گرفته و فاكتوريل آنرا محاسبه نمايد ؟

مطلوب است الگوريتمي كه محاسبه نمايد مجموع زواياي يك n ضلعي  را . (چند ضلعي منتظم)

مطلوب است الگوريتمي كه محاسبه نمايد مساحت متوازي الاضلاع .

مطلوب است الگوريتم و فلوچارت محاسبه ريشه هاي معادله درجه دوم .

مطلوب است الگوريتمي كه محاسبه نمايد توان هاي فرد كوچكتر از 10 عدد دلخواهي را .

مطلوب است محاسبه الگوريتم مساحت دايره اي دلخواه را .


عناصر تشكيل دهنده زبان پاسكال به عنوان يك زبان برنامه سازي :

اين عناصر عبارتند از : 1)كاراكترها  2)كلمه هاي ذخيره شده  3)شناسه ها   4)اعداد يا عددها  5)رشته ها  6)ثابتها   7)متغيرها   8)عبارتها  9)دستورات يا دستورها   10)زير برنامه ماحصل اينها مي شود برنامه .

1)كاراكترها : مجموعه حروف از A تا  Z و از a تا z  و از 0 تا 9 و كاراكترهاي ويژه جمع ، تفريق ، ضرب (*) ، تقسيم (/) ، مساوي جايگزين ( )، مساوي قياسي (=) ، مميز (.) ، سيميكالن (;) ، كالن كتيشين (,) ،  يا (|) ، توان (^) ، علامت بزرگتر (<) ، علامت بزرگتر يا مساوي (>=) ، علامت كوچكتر (>) ، علامت كوچكتر يا مساوي (<=) ، علامت نامساوي (<>) ، علامت دو نقطه فاصله (..) ، پرانتز باز و بسته (  ) ، كروشه باز و بسته [    ] ، آكلاد باز و بسته {   } ، دلار ($) ، تناقض (#) ، آندرساين (@) ، دو نقطه (:)

 

2)كلمه‌ي ذخيره شده پاسكال : در زبان پاسكال كلمه هاي ذخيره شده معيني وجود دارد كه داراي معني از پيش تعيين شده اي هستند از اين كلمه هاي ذخيره شده تنها مي توان با همان هدف مشخص شده اش استفاده كرد و برنامه نويس نمي تواند آنها را به دلخواه از نو تعريف كند و يا كاربردهاي ديگري از آنها با كار گيرد .

AND                    END                     MOD                    REPEAT

ARRY                  FILE                     NIL                       DET

BEGIN                 FOR                     NOT                     THEN

CASE                            FORWARD                   OF                        TO

CONST                Function               OR                       Type

DIV                      GOTO                  PACKED             UNTIL

DO                       IF                         PROCEDVRE      VAR

DOWN TO                    IN                         PROGRAM                   WHILE

ELSE                    LABEL                 RECORP              WITH

از آنجا كه كامپايلرهاي زبان هاي برنامه سازي كلمات ذحيره شده اي را (كلمه هاي رزرو شده اي را) مختص خود دارند بنابراين زبان پاسكال همچون داراي نسخه هاي مختلف (ورژن هاي مختلف) خود را دارا است و از جمله اين ورژن ها ، ورژن هاي توربو پاسكال 7 مي باشد .

لذا بين حروف ، حروف كلمه هاي ذخيره شده اصلي زبان پاسكال مي گوييم و به اين هم كلمه هاي ذخيره شده توربو پاسكال 7 مي باشند .

ASM                                        UNIT          STRING

CONSTRCUCTOR       OBJECT    

INTER FACE                UNTIL

INLINE                          USES

SHI                                XOR

3)شناسه ها : يك شناسه مي بايست با حروف آغاز شود حروف بزرگ يا كوچك فرقي ندارد (ترجيحاً از حروف كوچكتر)

تعريف شناسه : يك شناسه نامي است كه به برخي از عناصر برنامه نسبت داده مي‌شود مانند ثابتها متغيرها ، زير برنامه ها ، توابع و يا خود برنامه ها مثلاً شناسه نام برنامه ، نام برنامه يك شناسه است مثل PROGRAM1 يا P1

تذكر : طول هر شناسه در زبان پاسكال حداكثر 8 كاراكتر مي باشد .

مثال چند شناسه درست : K1 ، ALI1 ، ay ، AbCD ، EF ، H ، H12 ، X ، A121K12 ، ABCDEF

تذكر : شناسه نمي تواند از كلمات ذحيره شده باشد .

مثال چند شناسه غلط : SHI ، K-12 ، PROGRAM

تذكر : بعضي از شناسه ها در پاسكال وجود دارد كه به آنها شناسه هاي استاندارد مي‌گوييم .

SQRT , SQR , FALSE , TRUE

4)انواع اعداد در زبان پاسكال : عدد در پاسكال به صورت مختلف نمايان مي شود .

الف)اعداد مي توانند به صورت صحيح (مثبت و منفي)

ب)به صورت اعشاري يعني داراي نقطه اعشار

ج)به صورت تواندار (بانماد علمي) ظاهر شوند .

الف)اعداد صحيح : اين نوع اعداد نه شامل مميز و نه شامل توان است بلكه دنباله اي از اعداد است كه علامت مثبت يا منفي قبل از آنها نمايان مي شود . دامنه اعداد صحيح در پاسكال از 0 تا 2147483647+ و اعداد صحيح منفي از 1- تا 2147483647-

تذكر : اعداد صحيح نمي تواند فيمابين خود علامت ويرگول يا كتيشن يا در انتها و ابتدا علامت مميز را داشته باشد .

مثال :                     غلط است       0.21            147,12

ب)اعداد اعشاري : اعداد اعشاري حتماً داراي يك مميز يا به صورت تواندار ظاهر مي‌شود .

تذكر : نقطه اعشار بايد بين دو رقم ظاهر گردد و اگرنه غلط است .

درست است                 16.0               0.16

غلط است 0/6          16.        0.          .0

نقطه اعشار در اول و آخر اعداد نمي تواند ظاهر گردد .

ج)اعداد تواندار : براي جا به جايي نقطه اعشار توان يا ضريب مقياس به شكل زير اقدام مي كنيم :

جهت نمايش در زبان پاسكال به روش علمي يعني با استفاده از عدد E و e به جاي 10 استفاده مي كنيم اين روش را روش علمي مي گوئيم .

مثال :   معادل است با  يا

           معادل است با    

 

د)اعداد اعشاري غيرمجاز :  يا

تذكر : توان بايد صحيح باشد .

غلط است چون فاصله مجاز نمي باشد .  

5)رشته ها : دنباله اي از كاراكترهاي كه بين دو علامت كالن ظاهر مي شود را رشته گويند .

مثال :                                                                     ,12AbKARIM,

تذكر : رشته ها چون داخل كتيشن هستند اول رشته مي تواند عدد باشد در صورتي كه در شناسه ها اين چنين نبود شناسه ها با رشته ها متفاوتند .

تذكر : حداكثر اين كاراكترها 255 تا مي تواند باشد .

تذكر : اگر رشته اي حاوي كتيشن باشد بايد كتيشن دو بار تكرار شود .

مثال :                                                                                        ‘I don”t’

مثال : فرض كنيد جمله اي داريم بيش از 255 كاراكتر است و اولين نقطه شروع آن با A  و 255 كاراكتر با K و 256 كاراكتر با b و آخرين كاراكتر با n به انتها برسد لذا از آنجايي كه كامپايلر پاسكال در رشته ها بيش از 255 تا را تشخيص نمي دهد . جمله بايد به شكل زير نوشته شود .

b...n’   

‘A....k’

انواع داده ها : داده ها در زبان پاسكال عبارت است از : الف)نوع ساده  ب)نوع رشته‌اي   ج)ساخت يافته ها    د)اشاره گرها

الف) داده هاي نوع ساده : عنصري است واحد و يگانه كه به هر شناسه آن يك عنصر اختصاص داده مي شود به عبارت ديگر داده هاي ساده عبارتند از اعداد صحيح، اعداد اعشاري ، كاراكترها بوليين (yes , No)

ب)داده هاي نوع رشته اي : رشته اي از كاراكترها را نشان ميب دهند هر عنصر داده رشته اي يك رشته كامل را نشان مي دهد .

ج)داده هاي نوع ساخت يافته : كه خود با آرايه ها ، ركوردها ، مجموعه ها و فايل ها تقسيم مي شود . از عناصري چندگانه تشكيل مي شوند .

د)داده هاي نوع اشاره گر : داده هاي نوع اشاره گر نيز براي ايجاد داده هاي ساخت يافته و پويا و ديناميك به كار مي رود . (هر اشاره گر آدرس داده بعد از خودش را در خود نهفته دارد.)

6)ثابتها : هر گاه عنصر داده اي به طور دائم مقدار خاصي را به يك شناسه اختصاص دهد به‌ان شناسه مقدار ثابت مي گوييم .

ثابتها هميشه قبل از شروع هر برنامه در زبان پاسكال تعريف مي شوند كه قطعاً دو هدف را دنبال خواهد كرد اولاً به يك شناسه مقدار ثابت بدهد ثانياً اينكه يك عنصر داده اي را به يك مقدار ثابت اختصاص دهد .

7)متغيرها (Varible): متغير شناسيه اي است كه در طول برنامه مقدار آن تغيير مي‌كند .

مثال : نام مي تواند يك متغير باشد چرا كه از فردي به فرد ديگر تغيير مي كند .

8)عبارت : عبارتها به مجموعه اي از عملوندها كه شامل اعداد ، ثابتها و متغيرها كه به وسيلة عملگرهاي معيني به هم مربوط مي شوند را عبارت گوييم.

9)دستورات : يك دستور در زبان پاسكال عبارت است از مجموعه اي از دستورالعمل‌ها كه در يك غالب واحد براي عمل مشخصي به كار رود .

10)ريز برنامه : ريزبرنامه عبارت است از مجموعه اي از توابع كه هر كدام به طور جدا و متمايز مي تواند در طول يك برنامه به عنوان يك دستورالعمل ظاهر شود .

مثال : هر گاه روندي كه جمع دو عدد را محاسبه مي كند به عنوان تابع تعريف كنيم و در طول برنامه اسم تابع فراخواني شود مثل اين است كه زير برنامه به طور كامل در آن نقطه از برنامه نوشته شده باشد .

تمرين : كداميك از شناسه هاي زير مجازند‌؟

123     file    file2  8ab   a8b

تمرين : كداميك از اعداد زير مجازند ؟

12E12    0.5     .0     .8

تمرين : كداميك از رشته هاي زير در زبان پاسكال مجازند؟

,a+b+c,       ‘Don’t’      ‘Name :

 

عملگرهاي محاسباتي در زبان پاسكال :

+ : عملگري است كه دو عملوند دارد كه مقدار آن عددي است و حاصل دو عملوند عدد مي باشد .

- : عملگري است كه دو عملوند دارد كه مقدار آن عددي است و حاصل دو عملوند عدد مي باشد .

/ : در علامت تقسيم هر دو عملوند را داراست ولي عملوند اول از نوع صحيح و عملوند دوم از نوع طبيعي است .

 

عملگر DIV و عملگر MOD :

عملوند دوم DIV و MOD بايد مخالف صفر باشد .

مثال : I+J يك عبارت فرضي است اگر I مقدار عدد 11 و J مقدار 3- را دريافت كند حاصل چه خواهد بود؟

اگر عملگر + به -تبديل شود چطور ؟

? IDIVJ

? IMODJ

Programs roots;

(* توضيحات *const)

K=0   ;

Var

a,b,c,root , x1,x2:real ;

BEGIN

write (‘a=’) ;

read (a) :

write (‘b=’) ;

read (b) ;

x1:=(a+b)/2

End .

اصولاً هر برنامه در هر زباني داده هايي را به عنوان ورودي دريافت مي كند . البته اگر برنامه احتياج به داده هاي ورودي داشته باشد و به قطع داده ها پس از پردازش به عنوان اطلاعات خروجي و به عنوان حاصل برنامه به بيرون منتقل خواهد شد . اگر برنامه ما داراي خروجي باشد . معمولاً داده هاي ورودي يا به توسط صفحه كليد يا به عبارتي توسط فاميل هاي ورودي در اختيار برنامه قرار مي گيرد و اطلاعات خروجي نيز در فايل هاي خروجي و با دستگاه هاي خروجي قرار گرفته و به بيرون از سيستم يا برنامه منتقل مي شود .

PROGRAM P1 (input , output)

دستور READ : از دستور READ براي خواندن عنصرهاي داده اي از فايل از داده‌هاي ورودي و جايگزيني آنها در متغيرهاي صحيح ، اعشاري ، كاراكتري يا رشته‌اي استفاده مي شود اين دستور به شكل ذيل نشان داده مي شود :

READ(input Varible) ;

دستور READ از نظر قالب كلي همانند آنچه در فوق ذكر شد مي باشد كه در آن متغيرهاي ورودي به جاي input varible قرار مي گيرند و input varible  ها با كاما از هم جدا مي شوند .

تذكر : متغيرهاي بوليين نمي توانند در ليست متغيرهاي ورودي قرار بگيرند .

مثال :                                                                                READ (a,b,c);

مثال :                                                                                              : Var

a,b,c:Read;

I,J : int ;

READ (a,b,c);

مثال 2)توصيف و توضيحي است براي كاملتر بيان كردن دستور READ در مثال 1 همان گونه كه مي بينيم دستور READ متغيرهاي را مي گيرد به جز متغيرهاي بوليين به شرطي كه اين متغيرهاي در اول برنامنه و در قسمت تعريف متغيرها تعريف شده باشند .

در دستور READ هر گاه عنصر داده اي اول را وارد كنيم مي بايست براي وارد كردن عنصر بعدي فاصله اي را اعمال كنيم .

PROGRAM P1 (input , out) ;

Varible a,b,c : Real ;

BEGIN

Read (a,b,c) ;

write (a,b,c) ;

End

تذكر : اگر دستور READ بلافاصله بعد از دستور READ اولي ظاهر شود دستور READ دوم خواندن را از جايي شروع مي كند كه دستور اول خاتمه پيدا كرده است .

Varible

a,b,c : Real ;

i,j:int ;

READ (a,b,c) ;

READ (I,j) ;

تذكر : براي دريافت داده هاي كاراكتري داده ها و عنصر داده اي بايد به طور متوالي و پشت سر هم باشند .

Var

c1,c2,c3 : char ;

i,j : int ;

READ (C1,C2,C3) ;

READ (i,j) ;

اگر فرض كنيم به جاي Z,y,x,c3,c2,c1 قرار بگيرند نبايد بين x و y و z فاصله قائل شد .

انواع داده ها : هر داده در پاسكال معناي خاصي را مي دهد داده هاي از نوع اعشاري را به وسيله Read نمايش مي دهيم . داده نوع صحيح را به وسيله integer نمايش مي‌دهند . داده نوع كاراكتري را با char نمايش مي دهيم . داده هاي از نوع بوليين را توسط Bool نمايش مي دهيم . داده هاي از نوع رشته اي را با String نمايش مي‌دهيم.

دستور READIN : دقيقاً مشابه دستور READ عمل مي كند با توجه به اينكه READ IN پس از اجراي خودش به خط بعدي مي رود يعني بعد از دستور جاري در خط بعدي اجرا خواهد شد .

مثال : اگر بنا باشد برنامه داده هاي زير را دريافت كند يعني داده هاي

1        2        3

4        5        6       

7        8        9

دستورات پاسكال بايد به قرار زير باشد :

READ IN (a,b,c) ;

READ IN (d,e,f) ;

READ IN (j,h,i) ;

دستور write : اين دستور براي نوشتن عنصرهاي داده اي در فايل خروجي به كار مي‌رود . اين دستور به صورت پارامتر زير نمايش داده مي شود .

write (out put data aiteims);

عنصرهاي داده اي خروجي همانند عناصر داده اي ورودي بايد شرايط دستور write را رعايت كنند عناصر خروجي مي تواند رشته ها ، ثابتهاي عددي ، متغير يا عبارت باشند.

دستور write هم مي تواند شناسه هايي را يا رشته هايي را چاپ نمايد و هم در مقابل شناسه ها مقدار تعريف شده شناسه را دريافت كند .

مثال :

write (‘x=’x);

مثال : فرض كنيد تكه برنامه ما بخواهد x را از صفحه كليد گرفته و براي x مقدار دريافتي را در خروجي به صورت x= محتواي x درج كند دستورات لازم به قرار زير است :

PROGRAM P2;

Var

x:integer;

BEGIN

READ (x) ;

write (‘x=’x);

End

مثال : جمع دو عدد

PROGRAM P3;

Var

a,b,c : integer ;

Begin

READ (a,b) ;

C:=a+b ;

write (‘C=’C);                a=2             b=3             اجرا

End                                a+b=5

تذكر : دستور write همانند دستور Read كه پارامترهاي مختلف را دريافت مي كند مي تواند پارامترهاي خروجي مختلفي را داشته باشد .

مثال :

write  (‘x=’x , ‘y=’y  , ‘x=’k);

دستور write IN بعد از اتمام دستور به خط بعدي مي رود .

 

نوع داده ها در زبان پاسكال :

اشاره گر       Pointer                 آرايه array

اعشاري            read                  بوليين boolean

ركورد                     record                  كاراكتر char

* مجموعه          set                    * شمارشي enumerated

* رشته string                            * فايل file

* زيردامنه subrange                   صحيح integer

همان گونه كه در فوق مشاهده مي شود انواع داده ها در زبان پاسكال مي توانند تعريف شوند به گونه اي كه تعريف نوع اعداد در پاسكال از منطق خاصي پيروي مي‌كند .

 

مثال : وقتي تعريف مي كنيم a و b از نوع صحيح (integer) در قسمت varible برنامه (در تعريف متغيرها) a و b به شكل زير تعريف مي شوند .

Var

a,b:integer ;

توضيح اينكه متغير a و b دو متغير جدا و متمايز از هم هستند كه هر دو نوع مشترك integer  را دارند براي مشخص كردن نوع داده ها از دو نقطه (:) استفاده مي كنيم و اگر داده هاي از انواع مختلف داشته باشيم هر نوع را با كالن از هم جدا كرده و انواع يكسان را در يك خط قرار مي دهيم .

Var

a,b : inteher ;

i,j : Read ;

k1,k2 : array ;

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 9:37 PM  توسط مجتبي  | 

 انواع صفحه كليدهای كامپيوتری

مقدمه: قطعا پيشرفت همگام نرم‌افزار و سخت‌افزار، شرط لازم براي توسعه همه جانبه IT است و در اين بين اگر يكي از بخش‌ها دچار نقصان شود، به طور حتم بخش ديگر نيز متضرر خواهد شد. امروزه كه توليد تجهيزات كامپيوتري رشد روزافزوني پيدا كرده‌ است، صفحه كليدها نيـــز با پيروي از اين قاعــده، تنــوع بسياري يافته‌اند. در اين مقاله قصـــد داريــم 5 مدل از صفحه كليدها را كه هر كدام كاربردهاي مختلفي دارند، به طور مختصر معرفي كنيم.

اگر شما از آن دستـــــه افرادي هستيد كه مايليد هر از چند گاهـــــي دور از مانيتور خود در پشت ميــز كامپيوتر بنشينيد يـــا از مرتب كردن مداوم سيم‌هـــــا و كابل‌هاي به هم گره خـــــورده پشت كامپيوتر خسته شده ايد، خريد يك صفحه كليد بي‌سيم برايتان مفيد خواهد بود.
صفحه كليدهــاي بي‌سيم دقيقا همانند صفحه كليدهاي معمولي عمل مي‌كننـــــد با اين تفاوت كه در نوع بي‌سيم، داده‌هاي تايپـــــي از طريق پرتوهاي مادون قرمـــــز به كامپيوتر منتقل مي‌شوند. در واقع به هنگام تايپ، پرتويي از اطلاعـــــات از صفحه كليد به يك دستگاه گيرنده متصل بـــــه كامپيوتر فرستاده مي‌شود. استفاده از اين نوع صفحه كليد باعث مي‌شود تا حداقل يك سيم از سيم‌هاي به هم گره خورده كامپيوتر شما كم شود. همچنيـن خريد ماوس بي‌سيم به همراه صفحه كليد بي‌سيم در بين خريداران متـــــداول است تا بدين ترتيب دو تا از سيم‌هاي پشت ميز كامپيوتر كاهش يابند.
فناوري بي‌سيم به شما اين امكان را مي‌دهد تا ماوس يا صفحه كليد بي‌سيم خود را در مكان‌هايي قرار دهيد كه دستيابي بـــــه آن موقعيت‌ها از طريق صفحه كليد معمولي امكان‌پذير نيست؛ بـــــا اين وجود گيرنده مادون قرمز بايد جايي گذارده شود كه پرتوي مادون قرمز را به راحتي دريافت كند. البتـــــه مقدار و اندازه اين فاصله بستگي به مدل صفحه كليد بي‌سيم شما دارد، پس قبل از خريد، كالاي مورد نظر را از اين لحاظ به دقت بررسي كنيد. در ضمن به اين نكتـــــه توجه داشته باشيد كه اگر صفحـــــه كليد بي‌سيم در مسير مناسب و در راستاي گيرنده نباشد يا اگر خط ديد بين صفحه كليد با گيرنده توسط چيزي حائل شود، آن گاه ديگر هيچ نوع علامت يا پيامي به كامپيوتر فرستاده نمي‌شود.
بنابراين اگـــــر در منزل شما مانعي بين صفحـــــه كليد و فرستنده وجود نـــــدارد، اين نوع صفحه كليد مي‌تواند وسيله‌اي مناسب براي كامپيوتر خانگي شما محسوب ‌شـــــود، زيرا انعطاف‌پذيري بيشتري در كار با كامپيوتر فراهم مي‌كند و به علاوه از سيم‌هاي مزاحم نيز ديگر خبري نخواهد بود.

صفحه كليد طبي

امروزه هـــــر كسي در محل كار يا خانه به هر حال به ميزان متفاوت با صفحـــــه كليد سرو كـــــار دارد و از ايـــــن رو با فشارهــاي وارده به دست، مچ و انگشتان كه در اثر تايپ وارد مي‌شـــــود، آشنـــــاست. صفحـــــه كليدهـــــاي طبي يا ارگونـــــوميك (Ergonomic) طـــــوري طراحـي شده‌اند تا هنگام تايپ از اين فشارها كاسته و صفحه كليدي راحت و مناسب براي انجام فعاليت كاربر فراهم آورند. همچنين اين صفحه كليدها با طراحي خاص خود سعي دارند برخي دردها مانند آسيب‌ديدگي مچ دست را كه بر اثر استفاده مكرر از صفحه كليد به‌وجود مي‌آيد، برطرف كننـــــد. استفاده از اين وسيله نه تنها به سلامت جسماني كمك مي‌كند، بلكه با طراحي فوق‌‌العـــــاده‌اي كه متخصصان روي آن اعمال كرده‌انــد، براي سلامت و آرامش ذهنـــــي نيز مفيد است؛ به همين خـــــاطر از طرف روان پزشكان و متخصصان مراقبت‌هاي بهداشتي، استفاده از آنها توصيه مي‌شود.
بعضي اوقات در ســـــاخت و طراحـــــي اين نوع صفحـــــه كليـد از چيدمان غيرمعمول
Dvorak به جاي چيدمان استاندارد Qwerty استفاده مي‌شود، زيرا اعتقاد بر اين است كه چيدمان Dvorak باعث كاهش درد و فشار روي دستان و انگشتان مي‌شود.
تعـــــريف دقيق و خاصي از صفحه كليدهاي طبي ارائه نشده است، اما مـــــدل‌هاي مختلف آن طـــــوري طراحي شده‌اند كه استفاده از آنها به مراتب ساده‌تر از صفحه كليدهاي تخت استاندارد است. برخـــــي از صفحه كليدهاي طبي قسمت ميانـــــي قابل تنظيمي دارنــد و بين دو نيم چپ و راست آن نيز چند اينچي فاصله وجود دارد، در حالي كه برخي ديگر از اين صفحه كليدها، صفحه‌اي دايره‌اي شكل دارند و يا در برخي ديگر از آنها جاي مناسبي براي كف دستان طراحي شده است.
طراحي موسوم به «دست باز» يكي از فاكتورهاي مهم در صفحه كليدهاي طبي است. اين ويژگي با ايجاد فاصلـــــه مناسب بين دستان حين تايپ، كار با صفحه كليــد را براي كاربر آسان‌تر مي‌كند. به محض اينكه يك تايپيست به اين نوع صفحه كليد عادت كند، حتما راحتي كار با آن را تاييد خواهد كرد.
صفحه كليدهاي طبي چندين مسئله را مـــــورد توجه قرار مي‌دهند. آنها نه تنها از فشار كار كـــــردن با ماوس و بخش عددي صفحه كليد مي‌كاهند، بلكه از دردهاي ناشي از كمي فاصله دستان و مچ‌ها در صفحه كليدهاي معمولي نيز جلوگيري مي‌كنند. در صفحه كليدهاي عادي، انگشتان كوچك دست‌ها (كه ضعيف‌ترين انگشتان دست هستند) نيز براي فشردن دكمه‌ها به كار گرفتــه مي‌شوند كه اين مسئله باعث آسيب‌ديدگي آنها و بروز مشكلاتي مي‌شود. به علاوه مشكلات حاصل از برخورد دست‌ها و وضعيت نامتقارن آنها كه در صفحه كليدهاي معمولي ايجاد مي‌شود، با استفاده از صفحه كليدهاي طبي رفع خواهند شد.
در مجموع، صفحه كليد طبي وضعيتي كاملا طبيعي براي تايپ فراهم مي‌كند و از فشار عضلاني روي انگشت، مچ و دست نيز مي‌كاهد.

صفحه كليد نوراني

صفحه كليد نـــــوراني با ايجاد نور ضعيفي در زير كليدها بـــــاعث مي‌شــود تا آنها حتي در تاريكي به خوبي ديده شوند; به گونه‌اي كه ديگر نيازي به منابع نوري براي مشاهده بهتر صفحه كليد نخواهيد داشت.
كار كردن با كامپيوتر در شب و استفاده از نور صفحه نمايش براي ديدن صفحه كليد، براي اكثر افراد لذت‌بخش است، اما افرادي كه از اين وضعيت لذت نمي‌برند، بايد بدانند روشن كردن لامپ اضافي با ايجاد شعاع نوري نامطلوب، حساسيت چشم را بالا مي‌برد و در عين حال دقت براي ديدن كليدهاي صفحه كليد نيز آسيب‌جدي به چشم وارد مي‌كند; در چنين وضعيتي صفحه كليد نوراني مي‌تواند مشكلات را حل كند. البته كاربرد اين صفحه كليد صرفا در منزل نيست و مي‌توان براي نمايش‌هاي چندرسانه‌اي در اتاق جلسات يا سالن‌هاي كنفرانس تاريك نيز از آن استفاده كرد.
طراحي و حالت نورپردازي زيرصفحه‌اي در اين نوع صفحه كليدها مدل‌هاي مختلفي دارد. برخي مدل‌هاي آن در طبقات فوقاني خود شفاف يا نيمه شفاف هستند و كليدهاي آنها با حروف الفباي مشكي حك شده است و به علاوه يك صفحـــــه پرتوافشان نيز در پايين آن قرار دارد. در طـــــول روز كه نيازي به نور صفحه كليد نيست، صفحه كليد نوراني دقيقا مثل يك صفحه كليد معمولي عمل مي‌كند، اما زماني كه كليد مربوط به نور زيرصفحه‌اي آن را بزنيد قسمت فوقاني صفحه كليد كاملا روشن و نوراني مي‌شود.
نوع ديگـــــر صفحه كليدهاي نوراني مانند تلفن‌هاي همـــــراه، از زير كليدهاي آن نور ســـــاطع مي‌شود; اين نوع صفحه كليدها معمولا به رنگ مشكي و بـــا حروف الفباي سفيد طراحي مي‌شونـــــد و در روز ماننـــــد صفحه كليدهاي استاندارد هستنـــــد. زير تك تك كليدهاي اين صفحه كليدها، ديودهاي
LED وجود دارد و زماني كه دكمه فعال كردن نور زيرصفحه‌اي را فشار دهيد، به جاي روشن شدن كل صفحه كليد، تنها حروف الفباي موجـــود روي آن روشن مي‌شود. مدل‌هاي جديد اين صفحه كليدها نور كمتري ساطع مي‌كند و در مواردي كه نياز به تمركز داريد يا در جلسات سخنراني، باعث حواس پرتي نخواهد شد. به هر حال اينكه كاربران كدام مدل را انتخاب كنند بستگي به سليقه و نظر خودشان دارد. فرضا افرادي كه مي‌خواهند در جايي تاريك كار كنند ممكن است مدلي را كـــــه حروف الفباي آن نسبتا نوراني است، ترجيح دهند. يكي از ويژگي‌هاي مهم در انتخاب صفحه كليد نوراني، توانايي خاموش كردن نورپردازي آن است. حتي برخي از مدل‌ها، قابليت تنظيم ميزان نـــــور را دارند كه اين مسئله كار كردن با اين نوع صفحه كليدها را در شرايط مختلف، آسان‌و لذت‌بخش مي‌كنند. گفتني است صفحه كليدهاي نوراني برحسب نوع، كيفيت، كارآيي و سبك قيمت‌گذاري مي‌شوند و انواع آنها از 25 دلار تا 120 دلار در بازار موجودند.

صفحه كليد كوچك

صفحه كليـــــد كوچك همـــــان‌‌طور كـــــه از نــام آن پيداست نوعــي صفحه كليد كم حجم با طراحي فشرده است كه قابليت حمل در آن اهميت فراوانـــــي دارد. صفحـــــه كليدهاي كوچك كه اغلب «ميني كي بورد» ناميـــــده مي‌شوند معمولا 84 تا 89 كليد با كارآيي همان 101 كليد استاندارد در صفحه كليدهاي معمولي را دارند و طول آنها 13 اينچ 333 سانتي‌متر) يا كمتر است. در مقايسه با صفحه كليد معمولي كه 18 اينچ 466سانتي‌متر) طول دارد، اين نوع صفحه كليدها به طور محسوسي كم‌حجم‌ترند. البته از لحـــــاظ فني هر صفحه كليـــــدي كه فضاي كمي را اشغال كند، بدون توجه به تعداد كليدهاي موجود در آن، صفحه كليد كوچك يا ميني ناميده مي‌شود.
در اوايل دهه 80 ميلادي،
IBM اولين صفحه كليدهاي PC/XT تجاري را با 83 كليد طراحي كرد، اما اين نوع صفحه كليد فضايي معادل صفحه كليدهاي امروزي اشغال مي‌كرد. با عرضه اولين كامپيوتر PC/AT، شركت IBM طراحي و چيدمان صفحه كليد آن را تغيير داد. صفحه كليد جديد PC/AT همانند صفحـــــه كليدهاي امروزي بود و فقط كليدهاي تابعي )F-keys( بـــــه صورت دسته‌بندي شده در دو ستون در سمت چپ صفحه كليد قرار گرفته بودند و هنوز هم 84 كليد داشت.
زماني كه
IBM آخرين مدل كامپيوتر PC/AT را در سال 1986 معرفـــــي كرد، صفحه كليد پيشرفته‌اي با 101 كليد را نيز به بازار عرضه كرد (همان مدل استانداردي كه صفحه كليدهاي امروزي بر اساس آن ساخته شده‌اند.) اين نوع صفحه كليد علاوه بر كليدهاي تابعي (كه در بالاي آن قرار داشت) داراي كليدهاي مكان‌نما، بخش عددي و ديگر كليدها بود.
در نهــايت، طراحي صفحـــــه كليدهـــــا در مسير رشد و تـــــرقي قرار گرفت و صفحه كليدهاي 104 كليدي به همراه كليدهاي تابع مخصوص ويندوز، صفحه كليدهاي چندرسانه‌اي، صفحه كليدهاي طبي قابل برنامه‌ريزي، صفحه كليدها با گوي جهت‌ياب و يا صفحه كليدهاي لمسي به بازار عرضه شدند.
صفحـــــه كليدهاي كوچك در واقع پاسخ به رشد تقاضا در بازار كاربردهاي سيار است و به ويژه براي توسعه شبكه‌هاي محلي (
LAN) به‌ كار مي‌رود.
در حال حاضر متخصصان شبكه، نمايندگان فروش و مديـران مي‌توانند به راحتي اين صفحه كليد را در كيف دستي خود قرار دهند و از آن در مـــــراكز كاري، ادارات يا در سمينارهاي ارائه مطالب استفاده كننـــــد. جالب اينكه خيلي از كاربران به خاطر كم حجم بودن اين صفحه كليد، در منزل نيز از آن استفاده مي‌كنند. گوناگوني و تنوع در بين صفحه كليدهاي كوچك هماننـــــد صفحـــــه كليدهاي استاندارد است و چيدمان آن نيز برحسب مدل تغيير مي‌كند. به هر حال رضايت از اين صفحه كليد بستگي به سليقه شخصي دارد.
البته اين نكته را فراموش نكنيـــــد كه صفحـــــه كليد كوچك با صفحه كليد فشرده تفـــــاوت دارد. صفحه كليد فشرده، نوعي صفحه كليد استاندارد با همان 101 كليد است، با اين تفاوت كه قدري فشرده شده و فضايي تقريبا 16 اينچــي 400 سانتي‌متر) اشغال مي‌كند، اما آن‌قدر كوچك هم نيست كه بتوان آن را صفحه كليد كوچك ناميد.

صفحه كليد بازي

دنياي بازي‌هاي كامپيوتري دائما رو به رشد است و هر روز بازي‌هاي پيچيده و مهيجي به بازار عرضه مي‌شوند. اين امـــــر باعث بروز برخي مشكلات بـــــراي افراد علاقمند به بازي‌هـــــاي كامپيوتري شد؛ چـــــرا كه بازي‌هاي پيچيده به دستگاه‌هاي كنتــرل كننده پيچيده نيز نياز داشت. براي مثال، دستگاه‌هاي كنترل كننده يا صفحه كليدهايي كه بــراي بازي‌هاي قديمي مثل Pac-Man يا Tetris استفاده مي‌شدند، به هيچ وجه براي بازي‌هاي امروزي مناسب نيستند.
اين مشكل را صنعت بازي‌هاي كامپيوتري با سفارش صفحه كليدهاي مخصوص بازي‌هاي كامپيوتري به نوعي حل كـــــرد. اين صفحه كليدهـــــا در واقع مدل سفارشـــــي صفحه كليدهاي استاندارد موجـــــود در بسياري از شركت‌ها و منازل هستند. توليدكنندگان صفحه كليـــــد بازي از طرح و مدل صفحه كليدهاي معمولي استفاده كرده و با ايجاد اصلاحاتي در آن، سعي مي‌كنند طراحي آن را به نحوي تغيير دهند كه براي انجام بازي‌هاي كامپيوتري مناسب شود.
بسياري از صفحه كليدهاي مخصوص بازي‌هـــــاي كامپيوتري داراي كليدهاي قـــــابل برنامه‌ريزي هستند كه هـــــر عملكردي را به آنها تخصيص دهيد، آن را انجام خواهند داد. به علاوه صفحه كليدهاي بازي اغلب با جوي استيك (
Joystick) به بازار عرضه مي‌شوند. اين وسيله اگر تواما با ماوس استفاده شود، به كاربر امكان كنترل چندين محور حركتي را مي‌دهد.
در دنياي امروزي كه آسايش و رفاه اغلب يكي از عوامل موثر در خريد يك جنس نسبت به ساير اجناس است، سعي شده صفحه كليدهاي مخصوص بازي متناسب با استانداردهاي پزشكي (طبي) عرضه شوند تا كار كردن با آنها براي كاربر آسان‌تر بوده و سلامتي وي كمتر به خطر افتد. از موارد رشد استانداردهاي پزشكي در صفحه كليدهاي مخصوص بازي‌هاي كامپيوتري مي‌توان به انحناي صفحه كليد براي تنظيـــــم جـــــاي دست و تهيه محافظ مچ براي جلوگيري از آسيب‌ديدگي مچ دست اشاره كرد. همچنين رشد استانداردهاي پزشكي منجر به جابه‌جايي برخي كليدهاي كاربردي روي صفحه كليدهاي بازي شد؛ به گونه‌اي كه به جاي قرار دادن كليدهاي مهم در جاهاي دور از دسترس يا نامناسب، توليدكنندگان تمامي هدف خود را بر پايه استفاده آسان از كليدهاي اصلي بنا كردند. بـــــه عنوان مثال دراين صفحه كليدها براي انجام عمل چرخيدن در بازي به جاي فشار آوردن روي انگشت كوچك دست براي فشردن كليد مربوطه، سعي شده اين عمل از طريق كليدي كه استفاده آن براي كاربر آسان‌تر است، انجام شود.
ويژگي ديگر بسياري از صفحه كليدهاي بازي، برچسب‌هاي مخصوص آنهاست. اين برچسب‌ها به همراه صفحه كليدها ارائه شده و كار چسباندن آنها روي صفحه كليد بر عهده كاربر گذارده شـــــده است. البته اكثر علاقمندان بـــــه بازي‌هاي كامپيوتري ترجيح مي‌دهند تـــــا صفحه كليد خـــــود را بـــــا اين‌گونه برچسب‌ها شلوغ نكننـــــد و به راحتي كاربرد هر يك از كليدها را به خاطر مي‌سپارند. از اين رو برچسب نمي‌تواند عامل موثري در خريـــــد صفحه كليد و برتري آن نسبت به ساير صفحه كليدها باشد؛ فراموش نكنيد كه عوامل اصلي در خريد صفحه كليد مخصوص بازي‌هاي كامپيوتري متناسب بودن آن با استانداردهاي پزشكـــــي، طرز چيدمان و قابليت تنظيم و برنامه‌ريزي كليدهاي آن است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 9:35 PM  توسط مجتبي  | 

با انيميشن از چه زماني آشنا شديد؟

باديدن كارتون با انيميشن آشنا شديم. 10 سالم كه بود صاحب تلويزيون شديم و سال هاي 47-1346 اما تا قبل از آن با تلويزيون نزديكان با كارتون هاي خارجي كه از شبكه نفت براي خارجي هاي ساكن اهواز پخش مي شد انيميشن را مي شناختم و با آن آشنا بودم.

من از طرفداران كيهان بچه ها به دليل داشتن داستان هيا مصور خارجي بودم. در اين جمله سه داستان مصور وجود داشت كه آن ها را مي بريدم، آرشيو وسپس از روي آن ها نقاشي مي كردم.

زمينه ساز انيميشن همين داستان هاي مصور و يا اصطلاحا كمك استيرلپ ها هستند.

به انيميشن خيلي نزديك مي باشند. داستان را به صورت تصويرهاي متوالي نقل مي كنند و با تصوير سازي كتاب متفاوت اند.

در سن 13 سالگي شروع به كشيدن داستان مصور كردم وتنها سرگرمي من طراحي ونقاشي بود.يكي از سرگرمي هاي من اين بود كه روي ورقه هاي كالك نقاشي مي كردم وداستان خود را روي آن ها منتقل مي كردم و به وسيله آيينه ونور آفتاب و ذره بين روي ديوار مي انداختم و به بچه ها و هم سن سالهايم نشان مي دادم.

 

فعاليت خود را چگونه آغاز كرديد؟

در واقع فعاليت من در زمينه انيميشن از همان زمان آغاز شده بود. علاقه مندي من به فيلم نقاشي وطراحي بسيار زياد بود.

اولين باري كه به تنهايي به سينما رفتم در سن 10 سالگي بود كه فيلمي فضايي بود.تصاوير اين فيلم براي من بسيار جالب بود.من به فيلم هايي كه مي ديدم امتياز مي دادم و آن ها را رده بندي مي كردم. اولين فيلم خود را در سن 16 سالگي با دوربين 8 ميلي متر يكي از دوستانم كه تك فريم نداشت و هنگامي كه دكمه را فشار مي دادم يك بار 10 فريم، يك بار 6 فريم و يك بار 5 فريم رد مي شدساختم. من تصاوير خود را به جاي افقي، به صورت عمودي طراحي كرده بودم كه راه رفتن را نشان مي داد كه تصاويري از كاريكاتور خودم بود.

من در آن زمان از كتاب آقاي پرستون بلي كه توسط آقاي دكتر زرين كلك ترجمه شده بود بسيار كمك گرفتم.

در سن 13 سالگي هنگامي كه به تهران مي آمدم به سينما ميرفتم و داستان فيلم هايي را كه مي ديدم مي نوشتم، دسته بندي و آرشيو مي كردم. كتاب هايي كه در مورد سينما چاپ مي شد مي خريدم. من به وسيله نقاشي كردن هويت پيدا كرده بودم طراحي براي من مانند چوب كبريتي بود كه من از طوفان دريا نجات مي داد و به ساحل مي رساند.

انيميشن از ديدگاه شما يعني چه؟

انيميشن يعني لذت بردن، خلق فضا و يا ديدگاه دروني افراد است كه دنياي آن ها قابل رويت مي كند. مثل موسيقي و يا ادبيات كه هر يك به شيوه خود بر روي افراد تاثير گذار هستند.

به نظر شما شرايط لازم براي ورود به اين حرفه چيست؟

پشتكار واستعداد. به نظر من پشتكار موثر تر است وداراي نقش اساسي تر نسبت به موفقيت استعداد مي باشد. چه بسيار افرادي كه با وجود داشتن استعداد فعالتي لازم براي رسيدن به را ندارد. با پشتكار مي توان به استعداد رسيد.

آيا اگر باز هم به دنيا مي آمديد. اين حرفه را دنبال مي كرديد و اگردنبال مي كرديد همين مسير را طي مي كرديد؟

اگر با آگاهي ها و بينش امروزم به دنيا مي آمدم سعي ميكردم از زمان و لحظات بيشتر استفاده كنم. در ان زمان دسترسسي به افرادي كه بتوانند مرا راهنمايي كنند تا بهتر و سريعتر مسير را طي كنم نداشتم. در واقع از زماني كه وارد دانشگاه شدم مسير را پيدا كردم اما از انتخاب انيميشن راضي هستم چون فوق العاده لذت بخش است.


آيا انيميشن از زندگي شما جداست؟

خير-انيميشن در تمام لحظات زندگي با من است من بيشترين موضوع صحبتم با خانواده در مورد كار وانيميشن است وخانواده مرا در اين امر بسيار همراهي مي نمايند.

به خصوص همسرم كه با من دسته و هم مسير است.

آيا جهاني شدن مهم است. آيا شما دوست داريد جهاني شويد؟ براي جهاني شدن چه بايد كرد؟

هنرمند دوست دارد هنرش درجهان مورد استقبال قرار گيرد. هر هنري در ذات خودش جهاني است. هر انساني قسمتي از جهان است و روز به روز كاملتر مي شود. كمتر هنري است كه براي فرهنگ خاص توليد شود. هنرهاي خاصي در زمان خاص مربوط به يك جغرافياي خاص بودند.اما امروزه به خاطر ارتباطات تقريبا هيچ هنري مربوط به جغرافياي خاص نمي شود انسان به عنوان يك عنصر جهاني هر عنصري كه توليد مي كند براي دنياست. بنابراين من هم مانند هر انسان ديگري دوست دارم كه اثرم در دنيا ديده شود. زماني انسان خود را با خانه /زماني با شهر/ زماني با كشور و در دوره اي دوست دارد خود را با سطح جهاني مقايسه كند تا متوجه شود جايگاهش در دنيا كجاست. اثر هنري بويژه انيميشن براي بكارگيري است.براي اينكه اين امر صورت بگيرد طبيعي است كه بايد مانند يك وسيله صنعتي داراي استاندارد باشد. انيميشن هم بايد داراي استاندارد باشد قادر سطح دنيا  به صورت يك محصول هنري خوب عرضه شود. بايد كيفيت فيلم خوب باشد . داراي متن محكمي باشد. داستان را خوب روايت كندو بتواند با نژادها وزبان هاي مختلف ارتباط برقرار كند. صنعت سينمايي ژاپن به اين موفقيت دست پيدا كرده است. نوع قصه گويي وروايت وحتي گرافيكي كه زماني عجيب به نظر مي رسد امروزه توانسته ارتباط برقرار كند ودوست داشتي جلوه كند. توليد زياد وسرمايه گذاري از عواملي هستند كه موفقيت را افزايش ميدهد. در صنعت هنر انيميشن هم ما ميتوانيم روشي را اتخاذ وابداع كنيم كه وارد بازا مصرف قرار بگيرد تا حداقل گروهي از مردم دنيا از آن استفاده كنند.

شما داراي مدرك كارشناسي سينما هستيد. چرا سينما رادنبال نكرديد؟ هدف شما از انتخاب انيميشن چيست؟ در انيميشن چه بود كه جذب آن شديد؟

زماني كه كنكور هنر دادم ودر مصاحبه شركت كردم از من پرسيدند چرا سينما را انتخاب كرديد؟

پاسخ دادم: من به انيميشن علاقه مندم وتنها نمونه هاي كاري كه براي مصاحبه برده بودم طراحي ها ونقاشي هايي بود كه انجام داده بودم وبرخي از كارهايي كه درمجلات چاپ شده بود.

آن ها مرا راهنمايي كردند كه گرافيك يا نقاشي را دنبال كنم ولي من به صراحت به آن ها پاسخ دادم كه نه به نظر من انيميشن سينماست.

ورد به اين رشته متوجه شدم كه چقدر سينما جذاب ست. فيلم زياد مي ديدم و به آن علاقه داشتم اما هيچ گاه تصور اين كه فيلمساز شوم را نداشتم. به اينماتور بودن مي انديشيدم اما فيلمساز بودن به نظر خيلي سخت مي آمد.من از علاقه مندان مجله فيلم بودم. براي آن ها كاريكاتور مي كشيدم و آثارم را در اين مجله چاپ مي شد. در زمان دانشجويي يك فيلم داستاني، دو فيلم مستند و يك كارگزارشي براي تلويزيون تهيه كردم.

سينما راحت تر از انيميشن است اما جسارت بيشتري مي طلبد. در انيميشن جسارت كمتر است. اما بعدها متوجه شدم يك انيماتور موفق نياز به رفت و آمد و شناخت از محيط اطراف خود دارد. علت ادامه ندادن سينما علاقه به انيميشن بود. شيوه بيان در انيميشن يك هنر مستقل است وهنر هشتم محسوب مي شود و نبايد آن را جزء زير مجموعه سينما قرار دارد.

به هر حال من به كمك انيميشن بسيار نكته بين شده بودم ودر سال دوم دانشگاه به كمك همسرم يك كارگاه انيميشن در دانشگاه سينما داير كرديم. اين كارگاه 2 سال فعاليت داشت واين مدت هفت فيلم به كمك ساير دوستان كه در اين كارگاه شركت داشتند ساخته شد. و در بخشي از جشنواره انستي فرانسه به عنوان نگاهي به انيميشن امروزايران ارايه شدند. در آن زمان تنها از كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان و ازكارگاه كوچك فيلم فرستاده شده بود و اين موضوع براي ما بسيار جالب وحائز اهميت بود.

اين كارگاه باعث شد كه ما در حين خواندن سينما، انيميشن را هم فرا بگيريم در آن زمان كسي به ما انيميشن نمي آموخت و ما خودمان مكمل و آموزگار خود بوديم.

بيشتر فعاليت هاي شما در چه زمينه اي بوده است؟ (ساخت انيميشن، تدريس، مديريت ،.)

در زمان شروع فعاليت من حيطه انيميشن بسيار ناشناخته بود و حتي در جامعه هنري نيز خيلي شناخته شده نبود.

از راه انيميشن درآمدي كسب نمي شد. من شاغل زيادي را تجربه كرده ام.مدتي به تدريس هنر در مدارس مشغول بودم. ساخت گزارش هاي كوتاه تلويزيوني را تجربه كرده ام. در سازمان عمران كيش مسئول قسمت صمعي و بصري بوده ام. و در صنايع بنياد مسئول ساخت فيلم هاي آموزشي. اما هر كجا كه رفتم و در هر شغلي كه بودم واحد انيميشن را راه اندازي كردم. و در اين زمينه هم فعاليت داشتم.

مدت 2 سال به واحد انيميشن صدا وسيما رفتم. در اين مدت براي گروه كودك به اتفاق همسرم 2 مجموعه 8 رنگ معرفي مي شدند و در مجموعه خط هاي ساده، مدادي بود كه به كوكان آمزوش نقاشي مي داد.

چند تيتراژ كار كرده ام مانند تيتراژ برنامه پرپرك.

تا سال 1369 تبليغات از تلويزيون ممنوع بود و پخش نمي شد. كم كم تبليغات زنده شدند. من جز اولين كساني بودم كه تبليغات تلويزيوني را انجام دادم.

اولين كار تبليغاتي من كاري بود به سفارش جهاد دانشگاهي با موضوع آموزش نقاشي و به صورت انيميشن ارايه شد.

تيزر ديگري كه كارزنده بود با موضوع بانك تجارت كه در آن زمان موفق ومعروف شده بود. البته من جز تيم اجرايي آن بودم. مضمون كار اين بود كه از كودكي پرسيده مي شد:

«كوچولو كجامي ري؟ پاسخ مي داد: بعدا«بهتون مي گم»

پس از آن تور كاژهايي براي بانك تجارت انجام دادم.

من حدود 40 تيزر تبليغاتي را كار كرده ام.

 

سبك شما چيست؟

من هميشه به اقتضاي موضوع سبك خود را تغيير مي دهم و داراي سبك واحدي نيستم.

تقريبا بيشتر تكنيك ها را تجربه كردم. اما بيشتر نقاشي متحرك كار كرده ام.

توركاژ روي فيلم/ سه بعدي/ كات اوت/شن زير دوربين/ پيكسل ايشن متحرك سازي اشيا/نقاشي روي شيشه/

كه برخي از آن ها در مرحله تجربه باقي وبرخي ديگر تبديل به فيلم شده اند و به نتيجه نهايي رسيده اند. تنها تكنيكي كه تجربه نكرده ام انيميشن عروسكي به صورت تك فريم است. بنابراين سبك من بنا به موضوع تغيير مي دهم. اگر موضوع تبليغاتي است سعي مي كنم فضا شاد و نشاط آور باشد كه با كمك انيميشن اين اتفاق مي افتد.

 

از ميان تكنيك هاي انيميشن با كداميك ارتباط بيشتري برقرار مي كند؟

از ميان تكنيك هاي انيميشن علاقه زيادي به تور كاژ فيلم دارم. يعني دوي چهره وفريم به فريم فيلم تغيير ايجاد كنم خصوصا در كارهاي تبليغاتي .تلفيق انيميشن با فيلم زنده براي من بسيار جذاب است. به نظر من يك موجود زنده صريح تر  بهتر مفهوم را القا مي كند اما با اين حال از عنصر زنده هم به صورت عادي استفاده نمي كنم وسعي مي كنم تغييرات در ان ايجاد كنم براي جذابيت بيشتر فيلم هنري بايد جذاب باشد. يعني جذابيت براي من همتراز با مفهوم است.

دوست دارم مخاطب اول جذب تكنيك شود بعد مفهوم و محتوا. به هر حال من تكنيك مشخص وواحدي را استفاده نمي كنم.

آيا ايده آثارتان متعلق به شماست واگر هست اين ايده ها چگونه به ذهنتان مي رسد؟ «منظور اين كه براي دستيابي به ايده هاي خوب و ناب كه قابليت تصويري داشته باشند بايد چه كرد؟

زماني حساسيت روي ايده آثارم داشتم كه حتما متعلق به خودم باشد. زمان زيادي طول مي كشيد تا به ايده اي برسم اما با گذشت زمان سعي كردم كه از افكار ديگران ،از لابه لاي صحبت هايش وشنيده هايم براي بدست آوردن ايده استفاده كنم. من هميشه سعي مي كنم خوب بشنوم وگوش كنم. بايد در فضاهايي قرا رگرفت كه ايده در آن وجود داشته باشد.

به عنوان مثال براي ساخت فيلمي با موضوع اعتياد بايد به جمع معتادين رفت واز رفتارها و زندگي آن ها ايده گرفت. با نشستن در اتاق ايده به سراغمان نمي آيد. نبايد صبر كرد تا ايده به سراغ ما بيايد.

بايد سعي كنيم آرشيو ذهني ما پر از ايده باشد تازماني كه به آن احتياج پيدا كرديم از آن استفاده كنيم. سعي كنيد يخچال ذهنتان هميشه پر از ايده باشد. تا زماني كه لازم به استفاده از آن شد در يخچال را باز كنيد واز ايده هايتان استفاده كنيد. ايده هاي خوب را از ميان تصاوير و مطالب روزنامه ها عكس ها. نقاشي ها و از محيط اطراف و مي توان جستجو كرد.

 

آيا شما با انتخاب انيميشن به هدف خود رسيده ايد؟ كدام مهمتر است هدف يا مسير؟

من با انتخاب انيميشن به بزرگترين هدفم كه لذت بردن از زندگي است رسيدم.

از خودم واز اين كه به دنياآمده ام راضي هستم وبا انتخاب اين حرفه به بهترين شكل به رضايت باطني رسيدم.

من فكرمي كنم هدف مشخصي وجود ندارد. چون همه چيز بي پايان است.چقدر موفقيت كافي است؟ چقدر پول دار شدن لازم است؟ مشخص نيست به اعتقاد من ما هميشه در مسيريم. در لذت در مسير بودن بهتر از به مقصد رسيدن است من اين حرفه را دنبال نكردم تا به پول يا به شهرت برسيم من اين حرهف را به خاطر تنها علاقه باطني واحساس نزديكي به اين هنر، دنبال كرده ام.

 

از ميان آثارتان كداميك را دوست مي داريد وتوانسته است تجربيات خوب را براي شما فراهم سازد؟

مجموعه 8 قسمتي رنگ ها و خط هاي ساده و كاري بود به سفارش ستاد مبارزه با مواد مخدر انجام دادم به خاطر تجربيات كاري و گرافيكي كه داشت خيلي مورد علاقه من است و تجربه بزرگي براي من است و به صورت انيميشن ارائه شد.

كليپي نزديك به 5/3 دقيقه، كه كا رداراي نظم وروتين كاري مشخص و همه چيز در جاي مشخص خود قرار داشت و افراد بسيار خوب و دوستانه با هم كاركرديم و همه چيز خيلي خوب پيش مي رفت.

رساله اي كه براي اخذ مدرك كارشناسي ارائه دادم فيلم انيميشن  بود در مورد ميز انيميشن ودر حدود 8 دقيقه. ساخت فيلم يك سال طول كشيد و تكنيكي كه استفاده كردم نقاشي روي كاغذ بود نام فيلم طمع بود. براي من تجربه بسيار خوب و بزرگي محسوب مي شد كه بعدها زمينه ساز آثار ديگرم شد واز تجربيات بدست آمده از آن آثار ديگرم را ساختم.

بلندترين فيلمي كه ساختيم فيلمي بود بنام حكايت مرد و دريا به سفارش كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان كه 22 دقيقه زمان فيلم است.

كه موفق شد در جشنواره اصفهان جايزه اول را به خود اختصاص دهد.

اين فيلم 79-1378 ساخته شد. پروژه جديدي كه در دست داريم پروژه 2 بعدي بنام پهلوانان كه به سفارش صبا فيلم براي تلويزيون ساخته مي شود. كار دوبعدي به مراتب مشكل تر از كار سه بعدي اما من و همكارانم از روند كار راضي هستيم.

سريالي 13 قسمتي است با فضاها وشخصيت هاي ايراني. اما در حين انجام اين پروژه كار ديگري براي مخاطبين نوجوان در دست توليد داريم كه حدود 17 دقيقه از آن ساخته شده است. كاري است با مضمون جنگي اما بدون تبليغ خشونت بلكه در آن وفاداري و شجاعت ترويج مي شود.

 

آينده را چگونه پيش بيني مي كنيد؟

من روزهايي را بخاطر مي آوريم كه انيميشن در ايران بسيار ناشناخته بود و تعداد افرادي كه در اين زمينه فعاليت مي كردند حدود 20 نفر بودند. اما امروز مي بينيم كه تعداد افرادي كه در اين زمينه كار مي كنند بسيار زياد است و گرايش وعلاقه جوانان به اين حرفه بسيار زياد شده است وديگر احساس تنهايي نمي كنيم. امروزه به صورت يك رشته در دانشگاه مطرح است و دانشجويان زيادي در آن تحصيل مي كنند.

ما در ايران توانايي ساخت فيلم سينمايي (انيميشن ) را داريم.

اين حرف تا چند سال پيش مثل يك رويا و يا حتي شوخي بود اما امروزه واقعيت دارد وبزودي ما شاهد نمايش فيلم هاي انيميشن سينمايي خواهيم بود.من به رشد وشكوفايي انيميشن در ايران بسيار اميدوارم.

 

جمله و يا شعار هميشگي آقاي گلپايگاني كه در طول روز با خود زمزمه مي كند چيست؟

پايان از شروع كار بسيار مهم تر است. هزاران كار را شروع كنيد اما وقتي به سرانجام نمي رسانيد انگار هيچ كاري را انجام نداده ايد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 9:34 PM  توسط مجتبي  | 

شش سيگما چيست؟

سيگما حرف هجدهم از حروف الفباي يوناني و اصطلاحي در آمار است كه به نمايش انحراف از وضع مطلوب( انحراف از استاندارد) مي‌پردازد.شش سيگما يك روش جامع بهبود اثر بخشي سازماني است كه در درون خود از ساختار برنامه و ابزارهاي توانمند مديريت كيفيت برخوردار است معناي شش سيگما تلاش براي نزديكي هر چه بيشتر به درجه تكامل و برتري در توليد محصول و با ارائه خدمات است. هدف شش سيگما كاهش انحراف از وضع مطلوب با تغيير‌پذيزي خروجي فرآيند‌هاست به طوري كه حتي با 6  سيگما انحراف استاندارد فرآيند مورد نظر بين حدود بالا و پائين مشخصات فني قرار بگيرد.

شش سيگما اساساَ يك هدف كيفي با ارزش و متعالي براي هر فرآيندي است. به همين سبب در قالب مباحث قابليت فرآيند مطرح مي‌شود. پروژه‌هاي شش سيگما را بعنوان پروژه‌هاي كاهش نرخ خطا تا حداكثر 4/3 نقص در ميليون( با استفاده از تكنيك‌هايي مانند تجزيه و تحليل آماري، حل مسأله و اصول كيفيت) تعريف كرده‌اند و نقص را هر چيز خارج از رضايت مشتري مي باشد .

از نگرش ديگر ، هدف شش سيگما بهبود رضايت مشتري است كه دستيابي به اين هدف از راه كاهش و از بين بردن ضايعات محصولات يا خدمات داراي نقص امكان پذير است . از طرفي رضايت مشتري يك هدف متحرك است ، چرا كه انتظارات مشتري پيوسته در حال تغيير است . «ارزش يك مشتري وفادار » و « هزينه يك مشتري از دست رفته » دو دليلي كه ما را به دنبال كردن هدف نقص وادار مي‌كند .

در سطوح اجرايي هدف شش سيگما اين است كه فعاليت توليد و يا ارائه خدمات را در محدوده مشخصات مشتري قرار دهد و تغييرات فرآيند را به علت تأثيرگذاري منفي آن روي مشتري كاهش دهد .

به طور مختصر مي توان خروجي هاي مورد انتظار شش سيگما را به صورت زير بيان كرد :

·        بهبود رضايت مندي مشتريان

·        كاهش زمان چرخه توليد

·        كاهش عيب ها

·        افزايش بهره وري

·        افزايش فرآيند و قابليت اطمينان محصول

·        كاهش كار در جريان

·        به دست آوردن سهم بيشتري از بازار

 

راهبران و پيشگامان شش سيگما

مقوله ضايعات صفر بر اين رويكرد تأكيد دارد كه همه خطاها قابل پيشگيري هستند .  در حقيقت اين مفهوم همان چيزي است فيليپ  حدود سه دهه پيش مطرح كرد . در اين راستا بسياري از سازمانهاي ژاپني اين مفهوم را به كار بستند سو به طور مؤثري از آن  سود بردند ،  در حالي كه ضايعات صفر ابتدا در آمريكا به عنوان  و به طور مؤثري از آن سود بردند ، در حالي كه ضايعات صفر ابتدا در آمريكا به عنوان  يك ابزار محرك معرفي شد .  شركت موتورولا در سال 1980 در مقاله اي شش سيگما را چنين معرفي كرد :

« روشي است براي اندازه گيري احتمال كه سازمان را قادر مي سازد تا محصول با خدمتي يا ضايعات صفر توليد كند. »

اين جريان كه توسط موتورولا آغاز شد بود ، به سازمان هاي ديگر گسترش يافت و به عنوان  روشي براي رقابت ، به صورت مداوم و جدي اجرا شد .  شش سيگما يك معيار بر اساس بهترين كلاس كيفي است كه ميزان  ضايعات / خرابي آن 3.4 در يك ميليون محصول توليد شده يا خدمت ارائه شده است . نخستين بار شش سيگما در اندازه گيري ضايعات صفر صفر در صنايع توليدي استفاده شد .

ضرورتي كه موتورولا را سمت ابداع روش شش سيگما كشانيد ،‌ قبول اين واقعيت بود كه در فضاي رقابتي كسب و كار امروز ، ديگر نمي توان صرفا با تفكر خطاي صفر و برخي راهكارهاي عملياتي به موفقيت رسيد . در سال 1988 موتورولا موفق به دريافت جايزه كيفي مالكوم بالدريج (Malcolm Baldrige) شد . هدف از اين اهداف اين جايزه ، شناخت  شركت هاي است كه فرضيه با ارزشي را براي ساير سازمان ها در زمينه هاي مختلف كاري مطابق مدل معيني درآورند .  پيش از اين سال ، شركت در سه سال متوالي 170 ميليون دلار (صرف آموزش كاركنان خود كرده بود ، نتيجه اي كهاخذ كرد اين بود كه 2/2 ميليارد دلار در هزينه هاي ناشي از كيفيت نا مطلوب از جمله ضايعات ، دوباره كاري و هزينه هاي گارانت صرفه جويي كرد . جنرال الكتريك نيز اهيمت اجراي اين برنامه را با توسعه پروژه هايشش سيگما از 200 در سال 1995 به 6000 عدد در سال 1997 نشان داد . همچنين اين شركت اعلام كرده كه به سبب اجراي اين برنامه در سال 1997 حدود 500 ميليون دلار و در سال 1998 بيش از 1.2 ميليارد دلار صرفه جويي داشته است .

كمتر از ده درصد شركت هايي كه به اين روش رو مي آروند ، مي توانند طي يك مدت زمان معقول به كسب موفقيت هايي همچون افزايش قيمت سهام و يا بهبود تراز مالي شركت نايل شوند .

موارد فوق نمايانگر اين است كه حركت سازمان ها به سمت سطوح كاربردي شش سيگما به منظور صرفه جويي هاي ميليارد دلاري از يك سو كمك به بالا رفتن ارزش سهامشان  از طرف ديگر بايد بسيار حساب شده و سنجيده باشد.

 

الگوريتم هفت مرحله اي اجراي شش سيگما در سازمان

براي سازمان‌هايي كه قصد دارند شش سيگما را به عنوان استراتژي مديريتي جديد خود معرفي سو مطرح سازند ، رويه‌اي در هفت گام وجود دارد . اين  رويه در ادامه آورده شده كه به همراه معرفي گامها توضيحات لازم ارائه شده است :

1)معرفي به مديريت : 

در معرفي شش سيگما به سازمان ، سطوح مديريت ارشد در اوليت نخست قرار دارد . اين بخش از سازمان بايد شش سيگما را به شكل حقيقي به عنوان  استراتژي مديريت بپذيرند . سپس تيم اجرايي و دوره بلند مدت پياده سازي شش سيگما در آن شركت سازماندهي مي شود .

شروع شش سيگما در يك سازمان يك تصميم مديريت و استراتژيك محسوب مي‌شود كه به همراهي و موافقت سطوح بالاي مديريت در سازمان نياز دارد . تمامي عناصري كه چهارچوب شش سيگما را تشكيل مي دهند ، براي اجراي موفقيت آميز در سازمان به همكاري مديريت نياز دارند . به ويژه اينكه بدون تعهد راسخ مديريت ارشد ، فعاليتهاي تيم پروژه و برنامه هاي آموزشي بندرت با موفقيت انجام مي شود . اگرچه مديريت ارشد بطور مستقيم در پيشرفت روزانه پروژه فعاليت نمي كند ، ولي نقش اين بخش از سازمان بعنوان رهبر ، پشتيبان و مدافع پروژه بسيار حياتي و حساس است . پروژه شش سيگما به مديريت  فعال و واقع گرا نياز دارد تا تعهد  و باور نسبت به پروژه را نه تنها در خود بلكه در تمام سازمان براي پيشبرد پروژه در چشم انداز آينده ايجاد نمايد.

2) آموزش : در هر برنامه شش سيگما به آگاهي از چگونگي عملكرد فرايندها متودولوژي پيشرفت و توسعه ابزار آماري شرح فعاليت هاي تيم پروژه اولويت بندي در خواسته هاي مشتريان و ساير حقايق پروژه نياز داريم . اين اطلاعات بايد از سطح سازمان گردآوري شده و بصورت يك آگاهي جمعي در اختيار تمامي پرسنل سازمان قرار گيرد.

تنها روش مناسب براي اين موضوع يك برنامه آموزشي مي باشد. پنج دوره آموزشي متفاوت و استاندارد شده در شش سيگما وجود دارد . براي تمايز اين دوره ها از يكديگر در شش سيگما از نظام رتبه بندي بوسيله كمربند كه از هنرهاي رزمي اقتباس شده استفاده مي كنند. اين رتبه بندي در جدول كمربندها نشان داده شده است .

 

جدول رتبه بندي كمربندها ( دوره ها )

دوره كمربندسفيد (WB)تنها مختص آشنايي مقدماتي با مفاهيم شش سيگماست. مدت اين دوره دو تا سه روز بوده و براي تمامي پرسنل ارائه مي شود . مفاهيم ارائه شده دراين دوره شامل :

·        معرفي كلي شش سيگما به كاركنان

·        چهارچوب و ساختار تيمهاي پروژه

·        و در نهايت آشنايي با تفكر و روشهاي آماري مي باشد.

دوره كمربند سبز (GB) از لحاظ محتوي و شركت كنندگان در دوره مرحله متوسط محسوب مي شوند . زمان دورة ناز براي ارائة اين دوره يك تا دو هفته بوده و در خلال آن متودولوژي توسعه و پيشرفت اداري به مديران مياني و سرپرستان بخشها آموزش داده مي شود.

دوره كمربند دوره اي جامع فراگير و پيشرفته است . هدف اين دوره تربيت مديران پروژه است . افراد موفق به گذراندن اين دوره به مختصصين شش سيگما تبديل مي شوند . اين افراد از ميان بهترين مديران جوان سازمان انتخاب شده و در برنامه رهبري و هدايت شش سيگما در گروه اصلي جاي مي گيرند . مدت دوره كمربند مشكي بين چهار تا شش ماه است . علاوه بر اين مدت 20 روز نيز سمينارهاي مطالعاتي براي شركت كنندگان در دوره برگزار مي شود. افرادي براي دوره كمربند مشكي برتر انتخاب مي شوند كه دوره كمربند مشكي را گذرانده و در زمينه فعاليت هاي پروژه داراي تخصص باشند. دوره كمربند مشكي  برتر جامع ترين دوره مي باشد . در اين دوره علاوه بر ارائه مطالب دوره كمربند مشكي برنامه ريزي و رهبري نيز آموزش داده مي شود. قهرمانان پيش برندگان پيشتيبانان و افرادي با تجربه و آگاه در زمينه شش سيگما هستند.

اين افراد از ميان مديران اجرايي ارشد سازمان انتخاب مي شوند. دوره قهرماني يا ارشد معمولا سه تا چهار روز به طول مي انجامد.

مواردي كه در اين دوره بر روي آن تمركز مي شود شامل :

·        چگونگي هدايت كلي برنامه هاي شش سيگما

·        چگونگي تعيين مراحل پروژه بهبود و توسعه

و چگونگي ارزيابي تلاشهاي انجام شده در جهت اجرا پروژه مي باشد.

 

3) اولويت بندي اجرا در بخش هاي سازمان : اولويت اجراي شش سيگما را به بخشهاي از سازمان تخصيص دهيد كه بيشترين اثر بخشي و نتيجه را به ارمغان آورد.

4) مميزي كيفيت براي تمامي فرايندهاي متاثر از پروژه شش سيگما مهم ترين مساله در طراحي سازمان بررسي كيفيت كالا ( خدمات ) ارائه شده بوسيله هر فرايند و تاثير آن بر رضايت مشتريان است . براي اين منظور مديران داراي كمربند مشكي را به عنوان رهبران تمام وقت پروژه انتخاب كرده و از آنها بخواهيد راه حل هايي براي مشكلات مميزي كيفيت بيابند.

5) تقويت زير ساخت ها براي اجراي پروژه شش سيگما اين مرحله شامل ايجاد يا تقويت سيستمهايي همچون :

·        سيستمهاي اندازه گيري

·        كنترل كيفيت آماري (SPC)

·        مديريت دانش (KM)

·        سيستم مديريت پايگاه داده ها (DBMS) و غيره مي باشند.

6) روز شش سيگما در هر ماه : در هر ماه روزي را براي شش سيگما در نظر گرفته و روند پيشرفت پروژه هاي مرتبط را همراه با مديريت ارشد سازمان بازبيني كنيد.

7)ارزيابي عملكرد شش سيگما در سازمان از نگاه مشتري : عملكرد شش سيگما در سازمان را از ديدگاه مشتريان آن سازمان ارزيابي كرده و از طرفي بهترين هاي دنيا را شناسايي كنيد. در صورت نياز در برنامه اجرايي شش سيگما اصلاحاتي را انجام دهيد. براي پيشرفت بيشتر به قدم نخست باز گرديد.

هفت مرحله اي كه در زير آورده شده مراحل اجراي يك فرآيند تحقيق علمي است اين مراحل تشابه زيادي با روش پياده سازي استراتژي سيگما دارد البته اين مراحل را معرفي كرده سو سپس به بيان نگرش هاي كلي شش سيگما مي پردازيم .

1- مشاهده : شناسايي اهداف و ويژگي‌هاي شان با استفاده از حواس پنجگانه ، تشخيص تغييرات در حواس و حواس و سرانجام مشاهده كردن . 

2- طبقه بندي :مرتب نمودن و دسته بندي اهداف و ويژگي هاي شان مقايسه آنها با يكديگر با در نظر گرفتن شباهت ها و تفاوت هايشان و توصيف زير ساخت هاي اهداف

3- اندازه گيري و سنجش :جايي كه يك كميت بعنوان واحد بكار مي رود ساير كميتها را با آن مقايسه نماييد.

4- جمع آوري و سازماندهي :داده ها را جمع آوري توصيف و ضبط نموده سپس آنها را منظم و طبقه بندي نماييد. آنگاه داده ها را با يكديگر مقايسه نموده و الگوها و مشابهت هاي موجود ميان داده ها را مشخص نماييد.

5- پيش بيني و نتيجه گيري :ابتدا مجموعه اي از داده هاي جمع آوري شده را تفسير و تبيين نماييد. وسپس اين تفسير را براي كل داده ها عموميت دهيد.

6- شناسايي متغيرها: به كمك مجموعه اي از مشاهدات و نتيجه گيري ها فرضيه اي را ايجاد نموده روشي براي بازبيني و امتحان اين فرضيه ارائه دهيد.

7- تركيب نمودن نتايج : تجارب بدست آمده از فرايند كاهشي در طراحي آزمايش و تفسيري از بررسي يك مشاهده را يكپارچه سازيد.

فهرست زير بيانگر ديدگاهي كلي از روش توسعه شش سيگما در شركت جنرال موتور است كه جهت ايجاد بهبود كيفيت در فرايندهايش بكار گرفته شده است.

1-     تعريف :داشتن تعريف درستي از مشتريان نيازهايشان ، برنامه تيمي ، فرايندهاي كليدي و تاثير اين فرايندها بر مشتريان

2-     سنجش : شناسايي شاخص هاي كليدي اندازه گيري ، ايجاد طرح و نقشه براي مجموعه داده ها جهت تحقيق در فرايندها و پياده سازي طرح مزبور بر روي مجموعه داده ها.

3-     تحليل :  تحليل داده هاي جمع آوري شده از هر فرايند ، براي پاسخ به اين پرسش كه چرا يك فرايند بطور دلخواه شكل نمي گيرد.

4-     توسعه : ايجاد و تعيين راه حل هاي بالقوه و ترسيم اين راه حل ها در مقياس كوچك تا مشخص شود آيا اين راه حل ها توانايي بهبود عملكرد فرايندها را دارند يا خير؟

5-     كنترل :  طرح ايجاد و ارائه يك برنامه كنترل به منظور اطمينان از پيشرفت و بهبود عملكرد فرايندها و باقي ماندن بازده فرايندها در سطح مطلوب . آنگونه كه مشاهده مي شود مفاهيم و دستورالعمل هاي هر دو روش حول گامهايي چون شناسايي مشكلات تعيين علل و ريشه هاي بروز مشكلات فرموله كردن ايده ها پيرامون مسائلي كه سبب پيشرفت سيستم مي شود امتحان كردن پيشرفتهاي صورت گرفته و حفظ پيشرفت هاي صورت گرفته مي باشد . از روش علمي براي دستيابي به كيفيت شش سيگما در سازمان استفاده مي شود .

اما شش سيگما واقعا چيست ؟ عبارات زير پاسخ هايي است كه در جواب به اين سوال مطرح مي شود :

·        اندازه گيري تغييراتي كه در تعداد فرصتها يا قطعات معيوب روي مي دهد (3.4 نقص به ازاي هر يك ميليون فرصت )

·        ارزش فرهنگي و يا فلسفي

·        يك سيستم اندازه گيري

·        يك هدف : حال به توضيح دو مورد از تعاريف فوق مي پردازيم :

در سطح تكنيكي مفهوم شش سيگما برپايه تئوري تغييرات تعريف مي شود. فرض كنيد كه اين ايده درست باشد. در اين صورت هر چيزي را كه بتوان با يك مقياس  پيوسته اندازه گيري نمود ( مانند : وزن ارتفاع ضخامت .........) از توزيع نرمال پيروي مي كند.

نمودار توزيع نرمال داراي مشخصات زير مي باشد.

نمودار 100 درصد هر چه را كه اندازه گيري شده است بصورت مجازي نمايش مي دهد. –نمودار داراي شكل متقارن مي باشد . – نقطه راس نشان دهنده محتمل ترين نقطه يا مقدار ميانگين مي باشد . ميتوان نمودار را به مجموعه اي از قسمتها تقسيم بندي كرد. هر بخش نمايانگر درصد مشخصي از احتمال كميتي است كه اندازه گيري شده است . براي مثال سطح زير منحني از خط وسط يا ميانگين تا خط قسمت نخست در سمت چپ يا راست  تقريبا احتمال در حدود 34% از كميت اندازه گيري شده را نمايش مي دهد . سطح زير منحني از محدوده خط قسمت نخست تا خط قسمت دوم احتمال در حدود 14% از كميت اندازه گيري شده را نشان مي دهد. مقادير احتمال در قسمتهاي مختلف متفاوت است زيرا نمودار به شكل منحني است و نه بصورت خط صاف سطح زير منحني از محدوده خط قسمت دوم تا خط قسمت سوم احتمال در حدود 2% از كميت اندازه گيري شده را نمايش مي دهد. نام علمي هر بخش تقسيمات استاندارد از ميانه مي باشد . نشانه ساده ترين شكل ممكن مي توان مفهوم تكنيك شش سيگما را روشي براي اندازه گيري سنجش عملكرد و تعيين تعداد سيگماي موجود بين ميانگين فعلي و سطح نارضايتي مشتري تعريف كرد. اگر نارضايتي مشتري به عنوان نقص در نظر گرفته شود آنگاه شش سيگما نشان مي دهد كه تنها 4 ،3 نقص در هر يك ميليون فرصت ممكن است رخ دهد.

عوامل كليدي در راه اندازي شش سيگما :

امروزه در بسياري از سازمان ها شش سيگما روشي است محبوب ومورد توجه كه با بكارگيري فنون و ابزارهاي قدرتمند آماري ، نوسانات فرايند را حذف كرده و ضايعات را كاهش مي دهد . به زبان آمار شش سيگما همان 4، 3 عيب در هر يك ميليون فرصت يا احتمال وقوع عيب است .

بسياري از سازمان ها نشان داده اند كه سود قابل توجهي از بكار گيري شش سيگما نصيبشان شده اما بكار گيري اين روش فرايندي پيچيده و همه جانبه است و بايد عوامل كليدي موقعيت شناسايي شوند. مسئله شناسايي اين عوامل به عنوان مباني اطلاعاتي لازم براي مديريت را نخستين بار رو كارت (1979) در سطح وسيعي مطرح كرد. از ديدگاه به كار گيري شش سيگما اين عوامل از جمله پايه هاي اصلي كار هستند كه بدون آنها امكان دستيابي به موفقيت بسيار كم مي شود . به اين منظور در سال 2000 افرادي چون « پاند» و همكارانش « هندرسون » « ايوانز » و « اكس » بررسي هاي جامعي انجام دادند. به عنوان مثال هندرسون و ايوانز به اين نتيجه رسيدند كه مهمترين عوامل موفقيت در اين عرصه عبارت است از : مشاركت علمي و قطعي مديريت ارشد اصلاح ساختارهاي زير بنايي سازمان و آموزش فنون و روشهاي آماري در رده هاي مختلف سازمان .

مشاركت و تعهد مديريت : همه آنهايي كه شش سيگما را به كار گرفته و تجربه مثبتي از آن داشته اند اذعان مي كنند كه راه اندازي اين استراتژي بايد توسط كاركنان رده اول از سازمان صورت بگيرد . در نمونه هاي موفق به كارگيري شش سيگما مديران اجرايي ارشد سبب موفقيت پروژه شده اند از جمله مي توان موتورولا جنرال الكتريك و الايد سيگنال را نام برد . « لارسن بوسيدي » مدير ارشد اجرايي الايد سيگنال با سر لوحه قرار دادن اهداف مالي ، توانست كل مجموعه ار در مسير شش سيگما به حركت درآورد .

دگرگوني فرهنگي

اجراي شش سيگما يك تحوااساسي در راهبردهاي مديريت است چرا كه ارزشها و فرهنگ سازمان را در همان بدو امر دگرگون مي سازد همچنين در تشكيلاا سازمان و ساختارهاي زيربنايي آن نيز تغييرات اساسي پديد مي آور معمولاً هنگامي بروز تحولات مهم كاركنان هر سازمان ساز آنچه ممكن است پيش بيايد هراسانند و لزوم اجراي تغييرات را زيرسؤال مي برند ممكن است بگويند ما قبلاً اين چيزها را امتحان كرده اي و نتيجه اي هم نگرفته ايم و اينكه خوب قبلاً هم اين كار را مي كرديم و به اين طريق در برابر تغييرات مقاومت نشان مي‌دهند در برخ سازمانها مديران با ايجاد ترس در كاركنان مديريت خود رااعمال مي كنند . هيچ اتباهي جايز دانسته نمي شودو كاركنان ياد مي گيرند اشتباهات خود را پنهانكنند اما شش سيگما محيطي آزاد و امن پديد مي آوردكه در آن عيوب و اشتباهات بوجود آمده كاملاص مشهود است و به آنها به چشمهاي فرصتهايي براي بهبود نگاه مي شود . تغييراتي كه سكل سازمان را تحت تأثير قرار مي دهد معمولاً با ارزشهاي  جا افتاده نزد اعضاي سازمان به مقابله برمي خيزد و روشهاي مورد باور كنان را زير سؤال مي برد چنين حالتي ناشي از عوامل مختلفي مي باشد كه اكس چهار دليل مقاومت كاركنان را اينچنين بر مي شمرد :

1-    دلائل فني : اغلب افراد در درك علم آمار مشكل دارند و سعي مي كنند از آن بگريزند

2-    دلائل ديدگاهي : كاركنان گمان مي كننند در اثر وقوع اين تغييرات متحول ضرر  خواهند شد. براي مقابله با بروز چنين فكري نياز به ايجاد تغيير را به طور شفاف تعيين كرده و سودآوري حاصل از اين تغيير براي كاركنان را به آنها نشان مي دهد .

3-    دلائل شخصي : اين حالت به كاركناني مربوط مي شود كه در اثر مشكلات شخصي خود و نه مسائل مربوط به سازمان دچار اضطراب شديد هستند در مقال اين حالت مي توان با كاهش فشار  عكس العمل نشان دهيد .

4-    دلائل سازماني : اجراي شش سيگما هنگامي تأثير مي گذارد كه سازمان باورهاي خاصي پايبند باشد كه معمولاً اين باورها را مديريتدر سطح سازمان ايجاد كرده و گسترش دهد پس براي مقابله با اين حالت ابتدا بايد مزاياي طرح نوآورانه شش سيگما را براي مديريت روشن ساخت 

 

جريان اطلاعات :

در آن زمان كه پروژه شش سيگما در شركت سوني آغاز شد ، سدر راستاي اجراي طرح اطلاع رساني و برقراري ارتباطات ، شعارهاي كوچكي مثل «به من آگاهي بده » اغلب در نشريات داخلي و يا بر روي لباس كاركنان به چشم مي خورد .  فكر پشت اين كار همان چيزي بود كه در شش سيگما مطرح مي‌شود ، به اين معني كه روش مديريتي جديد مبتني بر داده ها و اطلاعات واقعي است ‍ سبايد در سازمان رواج يابد . براي چگونگي جريان اطلاعات بايد برنامه اي تهيه شود كه نشان دهد چه سكسي چه ساطلاعاتي را در چه زمان هايي بايد انتقال يا ارائه دهد .

زير ساخت هاي كليدي

براي اجراي شش سيگما نخست بايد سامان ويژگي هاي خاصي را كسب كند . مثلاً افراد تا حدي ار توانايي هاي مربوطه به انتقال اطلاعات و داده ها بهره مند باشند و نيز توان برنامه ريزي و تعيين راهبردهايبلند مدت و قابليت كارگروهي را داشته باشند . افزون بر اينها منابع كافي و سرمايه لازم برازم براي آغاز پروژه شش سيگما بايد در دست باشد .

شركت هايي كه مصمم به اجراي اين پروژه هستند بايد بدانند كه براي رسيدن به مرحله سوددهي بايد صبر كنند و ديدگاهي بلند مدت پيش بگيند . براي حفظ توجه افراد به شش سيگما س، در مراحل نخست مي توان پژوه هاي كوچك ولي با ضرب موفقيت بالا را آغاز كرد و سپس بر پروژه هاي بزرگتر كه به وقت و منابع بيشتري نياز دارد ، متمركز شد . طبق نظر «مايكل هري» عملكرد نتوسط يك سازمان در محدوده سه سيگما قرار مي گيرد «مايكل هري » عملكر متوسط يك سازمان در محدوده سه سيگما قرار مي گيرد . (16607 عيب در هر يك ميليون فرصت ؛ البته اين مقدار با در نظر گرفتن ميانگين با جابجايي  سيگما حول مقدار هدف عنوان شده كه در ادامة اين مبحث بيشتر به آن خواهيم پرداخت ) و بيش از يك سال لازم است كه فرآيندهاي كسب و كار از سه  سيگما  با چهار سيگما برسد (يعني 6210)  و هر چه كه به سطح كيفيت شش سيگما نزديكتر شويم بهبود قابليت سيگما دشوارتر مي شود.

در هر صورت مرحله نخست انتقال تا سطح كيفي سيگما را مي توان نسبتا آسان و بدون سرمايه گذاري بسيار كلان انجام داد. هنگامي كه سازمان به 8/4 سيگما مي رسد . در اين مرحله ديگر هدف حذف عيب نيست . بلكه از آن به بعد هدف شش سيگما بر پالايش و بهينه ساختن سيستم ها متمركز مي شود كه آن را اصطلاحا طراحي براي شش سيگما مي گويند . در اين مرحله فرآيند و فعاليت ها دوباره و از ابتدا طراحي مي شوند تا به سطوح كيفي كورد نظر شش سيگما نزديك شوند.

در هر مرحله انتقال به سبب كاهش عيب ها هزينه ناشي از كيفيت نيز كاسته شده و در نتيجه به ميزان سود آوري افزوده مي شود . مجددا ياد آوري مي كينم كه براي شش سيگما بهتر است ابتدا بر روي پروژه هاي كوچك و موفق متمركز شويم تا سازمان به ان روش اعتماد كند.

كار گروهي از عوامل بنيادين در شش سيگما است . ارزش كار گروهي ناشي از گرد آمدن تخصص هاي مختلف در يك گروه است كه در نهايت سبب ايجاد نوعي حس مالكيت و ارتباط بهتر و ارزش افزوده ناشي از همكاري گروهي و يكپارچگي و انسجام كل سازمان مي شود . شركت سيتي بانك يكي از معتبر ترين سازمان هاي بانكداري است كه اصول شش سيگما را به خدمت گرفته و در سطح گسترده اي از كار گروهي چند تخصصي بهره مي گيرد . در پروژه نقل و انتقال مالي به صورت دستي تيمي متشكل از 80 نفر در اين كار متمركز شد. دليل تعداد زياد اعضاي تيم اين است كه سيتي بانك به دنبال استاندارد سازي فرايندهاي كاري خود در تمام دنياست .

اين تيم تمام فرايندهاي نقل و انتقال مالي را تعريف و عيوب و اشكالات ممكن را فهرست كرد و با استفاده از ابزارهاي شش سيگما آنها را تجزيه و تحليل كرد. آنها اشكال يا عيب اصلي را در فرايند مراجعات مكرر داخلي تشخيص دادند و آنگاه بر روي حل آن مسئله تمركز كردند. نتيجه كار يعني 73 درصد كاهش در آمار مراجعات مكرر بسيار جالب توجه بود.


شش سيگما و تامين كنندگان :

شركت ها بايد شش سيگما را فراتر از محدوده محل استقرار خود به اجرا در آورند . به اين منظور بايد تامين كنندگان خود را نيز در دايره اين پروژه وارد كنند . تامين كنندگان در تحويل محصولات شركت مشاركت مستقيم دارند . در نگرش سنتي بهتر اين است كه براي جلوگيري از افزايش هزينه ها از تامين كنندگان مختلفي در مورد يك خريد بخصوص استفاده كرد. در صورتي كه در شش سيگما يكي از راه هاي كاهش تغيير پذيري ، كاهش تعداد تأمين كنندگان است كه البته آنها نيز بايد در سطوح شخصي از الگوي شش سيگما بهره بگيرند.

مهارت هاي مديريت پروژه :

يكي ديگر از نكات كليدي در اجراي پروژه شش سيگما پرداختن به مهارت هاي پايه اي كه مديريت پروژه است . بسياري از پروژه‌هايي كه با شكست مواجه مي شوند همين زمينه با ضعف روبه رو هستند مثلا ضعف در مهارت هاي مديريتي در تنظيم صحيح برنامه هاي كاري ، در حفظ و رعايت قوانين و ضوابط كاري ضعف در تعريف وظايف و مئوليت ها و يا حتي عدم توانايي در جلوگيري به موقع از اقدامات ناصحيح .

همه افراد به طور عام و مديران پروژه به طور خاص بايد به عوامل كليدي كنترل پروژه از جمله زمان هزينه اولويت ها و محدوديت هاي زماني واقف باشند. در اين صورت است كه كه كل گروه مي تواند در زمان مقرر و با كمترين هزينه الزامات تعريف شده را بر آورده كند.

شش سيگما يك روش و اسلوب مبتني بر پروژه است بنابر اين ضروري است كه پروژه ها بر اساس اين كه كدام يك سود مالي بيشتري دارند اولويت بندي شوند.

پروژه ها به گونه اي كه انتخاب مي شوند كه هر ارتباط تنگاتنگي با اهداف يا خواسته هاي تجاري سازمان داشته باشند. پس هر يك از پروژه ها در نهايت بايد شركت را قادر سازد كه : در امر رقابت موفقيت كسب كند سود آوري تجاري بيشتر ي نصيب سازمان كند زمان چرخه و تغييرات فرآيند را كاهش دهد و حجم توليد يا ارائه خدمت را در زمان معين افزايش دهد.

براي انتخاب پروژه ها معيارهاي پذيرش گوناگوني وجود دارد كه هر كدام يكي از عوامل فوق را اندازه گيري مي كنند هري و شوردور براي گزينش پروژه ها و الويت بندي آنها شاخص اي زير را طرح كرده اند:

                          1.               تعداد عيوب در هر يك ميليون فرصت

                          2.               صرفه جويي خالص در هزينه ها

                          3.               هزينه ناشي از كيفيت بد

                          4.               ظرفيت

                          5.               چرخه زماني

                          6.               الزامات مشتري

                          7.               عملكردهاي درون سازماني

با مشخص شدن وزن هر يك از شاخص ها تصميم گيرنده با استفاده از تكنيك هاي آناليز تصميم گيري مي توان پروژه را اولويت بندي كرد.

ارتباط tqm و شش سيگما در هرم سازمان:

وجود فرايند مديريت كيفيت جامع و فرايند شش سيگما هر دو براي نتيجه گيري مناسبدر پياده سازي كامل اهداف مديريت كاملا ضروري است. اگر هرم مديريت را به صورت زير در نظر بگيريم در قسمت بالاي هرم كه مرحله تعيين اهداف استراتژيك است برنامه ريزي فعاليت هاي توسط گروه مديران با استفاده از برنامه ريزي استراتژيك انجام مي شود.

در قسمت مياني هرم اهداف موسسه توسط مديران واحدهاي اجرايي به منظور تعيين وظيف گروههاي كاري و پروژه هاي آنها تعيين مي شود .در قسمت پاييني هرم برنامه هاي اجرايي كه بايد توسط گروههاي كاري و با استفاده از فرايند شش سيگما اجرا شود مشخص مي شوند . در اين مرحله فعاليت عملياتي شش سيگما آغاز مي شود.

براي حصول اطمينان از اينكه فعاليت هاي گروههاي كاري به درستي مشخص شده و نيز براي اطمينان از اجراي آنها بايد ساختاري درون سازمان به وجود آيد تا اين گروهها از حمايت لازم براي اجراي فعاليت هاي خود برخوردار شوند. مبدا اين حمايت بايد از جانب گروه مديران باشد كه مسئوليت تجزيهو تحليل تعيين خط مشي شركت و تعيين اهداف استراتژيك شركت را به عهده دارند. مديران واحدهاي اجرايي كه فعاليت گروههاي كاري در درون واحدهايشان اجرا مي شود نقش مهم ديگري ايفا مي كنند. محصول يا فرياند را جداگانه تخصيص مي دهد و نهايتا امكان تحليل بيشتر هزينه هاي تشكيل دهنده قيمت تمام شده محصول را ميسر مي سازد.

طبعا با استقرار سيستم مديريت هزينه هاي كيفيت نامطلوب امكان بررسي و انتخاب فرايندها سهولت و اثر بخشي بيشتري پيدا كرده و مي توان پروژه هاي شش سيگما را از بين هزينه هاي رتبه اول انتخاب كرد. در واقع امروزه كاهش هزينه هاي كيفيت نامطلوب از جمله اهرم هاي اصلي در ايجاد مزيت رقاتي است و متودولوژي شش سيگما مي تواند به عنوان كلي و راهگشاي استرتتژيك در مديريت هزينه ها به كار آيد. مديريتكيفيت با به كار گيري نگرش هاي جديد در سستم هاي حسابداري قيمت تمام شده مي تواند هزينه هاي اصلي و مهم سازمان را شناسايي رتبه بندي و در قالب پروژه اي شش سيگما كاهش دهد. اين مهم در سازمان هاي ايراني كه فاقد نگرش كافي به مقوله هزينه و مزيت رقابتي هستند از قابليت بالايي برخوردار است.

فن آوري اطلاعات فن آوري داده ا و شش سيگما

1-     ضرورت فن آوري داده ها

بر همه روشن است كه فن آوري پيشرفته قرن بيست و يكم بر پايه شش زمينه اساسي شكل گرفته است . اين شش زمينه :

1-     فن آوربي اطلاعات

2-     بيوتكنولوژي

3-     فن آوري نانو

4-     فن آوري فضا

5-     فن آوري فرهنگي و اجتماعي مي باشد .

6-     فن آوري زيست محيطي

اما اعتقاد بر اين است كه يك فن آوري ديگر نيز بايد به جمع اين شش فن آوري افزوده شود . و اين فن آوري آخر فن آوري داده ها مي باشد . فن آوري داده ها به اين شكل تعريف مي شود : فن آوري داده يك متودولوژي علمي است كه با زمينه هاي زير ارتباط دارد :

فنون و روش هاي اندازه گيري گرد آوري نگاهداري و بازيابي داده ها :

تحليل آماري و پالايش داده ها

توليد و استنتاج اطلاعات از داده ها

ايجاد مدلهاي آماري / محاسباتي از داده ها

بدست آوردن دانش مورد نياز از اطلاعات داده اي

تشخيص و كنترل حوادث جاري از مدلهاي ثابت و

پيش بيني حوادث آينده به كمك مدلهاي ثابت

فن آوري داده ها براي شش سيگما ضروري بوده و هم چنين در كسب مزيت رقابتي بسيار مفيد مي باشد . اهميت فن آوري داده ها بسرعت در ميان علوم و دانش هاي جوامع اطلاعاتي در حال كسترش است .

2-     تفاوت ميان فن آوري اطلاعات و فن آوري داده ها

بسياري از افراد عقيده دارند كه فن آوري داده ها زير مجموعه اي از فن آوري اطلاعات است . چنانچه فن آوري اطلاعات بصورت گسترده تعريف و تفسير شود اين عقيده مي تواند درست باشد اما با اين وجود تعاريف فن آوري اطلاعات بشكل خلاصه شده در زير آورده شده است : فن آوري اطلاعات يك متودولوژي علمي است كه با زمينه هايزير ارتباط دارد :

ارائه و نمظارت بر داده هاي خام و اطلاعات بدست آمده از فن آوري داده ها

داده ها / اطلاعات موثر ايجاد ارتباطات و انتقال آنها

فن آوري صنعتي برگرفته از دستگاههاي الكترونيكي براي انتقال ئو ارتباط داده ها و اطلاعات

توليد فن آوري رايانه اي

مهندسي ابزارها و پشتيباني از دانش مديريت

مهندسي ابزارها و پشتيباني از دانش مديريت

تفاوت ميان فن آوري اطلاعات در جريان اطلاعات مي باشد . اين مساله در تصوير 2 ديده مي شود :

3-     مثلث دانش

گفته مي شود كه دانش قرن بيست و يكم بر پايه جوامع اطلاعاتي شكل گرفته است . همان گونه كه در تصوير نشان داده شده مي توان دانش را قرن بيست كم مي توان به يك مثثلث تشبيه نمود . در اين مثلث فن آوري داده ها و فن آوري اطلاعات نقش مهمي را ايفا مي كنند.

4-     اهداف فن آوري داده ها

اهداف فن آوري داده ها به سه دسته تقسيم مي شود :

1-     مديريت

2-     مضاف سازي

3-     اجرا

توالي اين اهداف به اين صورت است كه ابتدا مديريت فن آوري داده ها قرار گرفته سپس مضاف سازي و در نهايت به كمك اجرا ارزش افزوده و سودددهي براي هر سازمان بدست مي آيد.

5      اثر فن آوري اطلاعات بر كيفيت

ضعف ها و نواقص موجود در فن آوري اطلاعات مي تواند كمبودهاي جبران ناپذيري را به سازمان جامعه يا به يك ملت تحميل كند. در ادامه مثالي از مشكلات حاصل از نارسايي فن آوري داده ها بر كيفيت در كره ارائه مي كنيم

يكي از زمينه هايي كه نارسايي فن آوري اطلاعات بر آن اثر مي گذارد هزينه كيفيت مي باشد . هزينه هاي كيفيت در اغلب شركت هاي آسيايي از جمله شركت هاي كره اي در حدود 20% ارزش كل فروش مي باشد .هزينه هاي كيفيت به سه دسته تقسيم مي شوند:

1-     هزينه هاي پيشگيري 1% از كل فروش

2-     هزينه ها ي ارزيابي و قيمت گذاري 3% از كل فروش

3-     هزينه هاي قطعات معيوب 16% از كل فروش

اگر از فن آوري اطلاعات در تحليل داده هاي حاصل از هزينه هاي كيفيت بخوبي استفاده شود مي توان اين هزينه ها را كاهش داده و به 10% ارزش فروش كل رساند. در اين حالت هزينه پيشگيري 3% هزينه هاي ارزيابي و قيمت گذاري 2% و هزينه هايس قطعات معيوب 5% مي شود البته اجراي پروژه شش سيگما در كاهش هزينه هاي كيفيت بسيار موثر مي باشد .

مكاربرد شش سيگما در تجارت الكترونيك

امروزه كه تجارت الكترونيك بسرعت در حال گسترش است كاربرد شش سيگما در تجارت الكترونيك سنسبت داد سيگما الكترونيك است . روشن است كه مفهوم نهايي مديريتي رضايت مشتري مي باشد . در منديريت ارضا مشتريان چهار عنصر وجود دارد كه بر آنها برچسب نهاده شده است . اين چهار جز : آسايش و راحتي كيفيت هزينه و تحويل و ارائده مناسب مي باشند براي دستيابي به سيستم كاملا ايده آل بايد آسايش و راحتي مشتريان كيفيت بالا هزينه كم براي محصولات وخدمالت و تحويل و ارائه دقيق و سريع را فراهم نمود . در ادمه مدلي براي شركت هايي كه در زمينه هاي تجارت الكترونيك فعاليت مي كنند ارائه شده است .

1-     صداي مشتري آرا نظرات و خواسته هاي مشتريان بايد در طراحي هاي شش سيگما بوسيله qfd در نظر گرفته شود .

2-     خواسته هاي مشتران به نيازمندذي هاي فني تبديل گردد.

3-     از يك مدل erp كه براي تجارت الكترونيك مناسب است براي مديريت منابع استفاده  شود.

4-     به ايجاد  يك سيستم مديريت زنجيره تامين براي بررسي ذخيره نگهداري و انتقال سيستماتيك محصولات  نياز داريم  ..

5-     در تمامي فراايندهاي تجاريت الكترونيك سطح سيگماي آن فرايندها بايد مورد ارزيابي و بهبود قرار گكيرد تا بتوان از كيفيت بالاي عملكرد فرايندها اطمينان حاصل كرد.

6-     براي مديريت كيفيت مشتري گرا به مديريت ارتباط با مشتريان در تجارت الكترونيك نياز داريم.

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 9:33 PM  توسط مجتبي  | 

چارچوب هفت اس

 

چكيده

تغيير و حركت سازمان متأثر از تعامل ميان هفت بعد ساختار، استراتژي، سيستم‌ها، سبك، كاركنان، مهارت‌ها و ارزش‌هاي مشترك است. گروه مشاوران مكينزي اين واقعيت را در قالب چارچوب هفت اس بيان كردند. اين مقاله به شرح مختصر چارچوب هفت اس مي‌‌پردازد.

كليدواژه : مدل هفت اس؛ هفت اس مكينزي


1- مقدمه

وقتي سخن از سازمان به ميان مي‌آيد اولين چيزي كه به ذهن افراد درگير در مسائل مديريت سازمان مي‌رسد ساختار سازماني آن است؛ نمودار سازماني، ميزان تمركز، نوع ارتباطات، نحوه كنترل، و نظير آن. از سوي ديگر نظريه‌پردازان مديريت در يك قدم جلوتر، ساختار و استراتژي سازمان را متأثر از يكديگر مي‌دانند و ابعاد ديگر سازمان را در نظر نمي گيرند. واترمن، پيترز، و فيليپس (1980) با اين رفتار معمول موافق نبودند و در مقاله خود با عنوان «ساختار سازمان نيست» چارچوبي براي نگرش و بررسي سازمان ارائه دادند. آنها معتقدند كه تغيير و حركت سازمان متأثر از تعامل ميان هفت بعد ساختار1، استراتژي2، سيستم‌ها3، سبك4، كاركنان5، مهارت‌ها6 و ارزش‌هاي مشترك7  (اهداف متعالي) است و آن را چارچوب  (يا مدل) هفت اس  (به دليل حرف اس انگليسي در اول كلمه انگليسي هر يك از هفت بعد) ناميدند و از آنجايي كه پژوهش آنها در شركت مشاوران مكينزي انجام شد به هفت اس مكينزي‌8 نيز مشهور است.

2- ابعاد چارچوب هفت اس

به سه بعد ساختار، استراتژي و سيستم‌ها ابعاد سخت و چهار بعد سبك، كاركنان، مهارت‌ها و ارزش‌هاي مشترك ابعاد نرم گفته مي‌شود. واژه سخت بدين معني بكار مي‌رود كه مفاهيم آن ابعاد عيني، ملموس، عملي وبه سادگي تعريف شدني هستند و واژه نرم هم بدين معني بكار مي‌رود كه مفاهيم آن ابعاد غير ملموس، غير عملي، و به سختي تعريف شدني و توصيف شدني هستند.

(1) ساختار: اصول تقسيم كار و تخصصي سازي و هم‌چنين هماهنگي؛ ويژگي‌هاي برجسته نمودار سازماني (سازمان‌دهي وظيفه‌اي، متمركز يا غير متمركز و غيره)؛ نحوه ارتباط افراد (روابط مستقيم و غيرمستقيم)؛ الگوهاي طبقه‌بندي و كنترل. عموماً چنين پرسش‌هايي مطرح مي‌شود: سازمان متمركز است يا غير متمركز؟ وظايف اصلي چيستند؟ تنش بين وظايف كليدي چيست؟ ساختار غير رسمي (ارتباطات مستقيم با رده بالاي سازمان، باندها و گروه‌ها و گروه‌هاي غيررسمي تصميم‌گيري) چگونه است؟

(2) استراتژي: استراتژي الگو، سياست، برنامه، اقدام، تصميم و يا تخصيص منابع است كه تعريف مي‌كند: سازمان چيست؟ چه مي‌كند؟ و چرا چنين مي‌كند؟ ويژگي‌هاي متمايز، عوامل كليدي موفقيت، نحوه تفكر سازمان نسبت به خود و محيط سازمان، نقاط قوت و ضعف سازمان، فرصت‌ها و تهديد‌هاي سازمان و اصول تعريف شده سازمان مواردي هستند كه مي‌توانند در شكل استراتژي مطرح شوند.

(3) سيستم‌ها: رويه‌ها و فرايند‌هاي رسمي و غير رسمي سازمان در انجام امور و وظايف و هم‌چنين سيستم‌هاي رسمي سازمان چيستند؟ سيستم‌هاي ارزيابي و برنامه‌ريزي؛ سيستم تشويق و تنبيه، سيستم‌هاي تخصيص منابع و غيره. سيستم‌هاي غير رسمي سازمان كدامند؟ نحوه برگزاري جلسات، پروتكل‌هاي حل اختلافات و . . ..

(4) سبك: از بعد فرهنگ سازماني؛ ارزش‌ها و اعتقادات مسلط و نرم‌هاي توسعه يافته كه جزو ويژگي‌هاي ماندني زندگي سازماني شده‌اند. از بعد سبك مديريت؛ مديران چه مي‌گويند و چه عمل مي‌كنند؟ مدير وقت خود را چگونه مي‌گذراند؟ بر روي چه موضوعات و مواردي تمركز مي‌كند؟

(5) كاركنان: مشخصه‌هاي افراد سازمان از لحاظ تحصيلات، اصول كاركردي يا زمينه‌هاي كاري؛ نحوه مديريت منابع انساني، روش شكل‌دهي ارزش‌هاي پايه در جذب نيرو؛ معيار‌هاي انتخاب و ارتقاء كدامند؟ مسير شغلي و آينده شغلي چگونه است؟ فرهنگ كاركنان چگونه است؟

(6) مهارت‌ها: ويژگي‌هاي متمايز سازمان چيست؟ سازمان چه كاري را بهتر از همه انجام مي‌دهد؟ چگونه ويژگي‌هاي متمايز خود را حفظ مي‌كند؟

(7) ارزش‌هاي مشترك/ اهداف متعالي: مفاهيم راهنما، ايده‌هاي اساسي، معاني قابل ملاحظه يا اعتقادات مهم كه يك سازمان به افرادش القاء مي‌‌كند. اين موارد راهنماي جهت‌گيري سازمان نسبت به انجام وظايف، اهداف، كاركنان، جامعه و غيره است. نقش سازمان در خدمت به جامعه چگونه است؟

3- ارتباط ابعاد چارچوب هفت اس

شكل زير ارتباط و تأثير متقابل ابعاد را نشان مي‌دهد. سازمان‌هاي موفق و اثربخش، تناسبي بين اين ابعاد به دست آورده‌اند. اگر يك بعد تغيير كند بر بقيه ابعاد نيز تأثير مي‌گذارد. در فرايند‌هاي تغيير، خيلي از سازمان‌ها به اس‌هاي سخت توجه مي‌كنند و كمتر با اس‌هاي نرم كاري دارند. ابعاد نرم مي‌توانند باعث ايجاد يا عدم ايجاد فرايند تغيير موفق شوند چرا كه ساختارها و استراتژي‌هاي جديد به سختي مي‌توانند بر روي فرهنگ و ارزش‌هاي نامتناسب بنا و پياده شوند. عدم موفقيت در تلفيق سازمان‌ها به دليل فرهنگ‌ها، ارزش‌ها و سبك‌هاي متفاوتي است كه سد راه اجراي سيستم‌ها و ساختار مي‌گردند.

4- كاربرد‌ها و استفاده‌هاي چارچوب هفت اس

(1) ابزار ارزشمندي در آغاز فرايند‌هاي تغيير و جهت‌دهي به آن

(2) ابزار مناسبي در تجسم جامع سازمان

(3) الگويي براي عناصر مورد بررسي و مقايسه از سازمان
 

مراجع


Waterman, R. Jr., Peters, T. and Phillips, J. R. 1980. Structure Is Not Organisation. Business Horizons, 22(3) 14-26.

پي‌نوشت‌ها


1. Structure

2. Strategy

3. Systems

4. Style

5. Staff

6. Skills

7. Shared Values / Superordinate goals

8. Mckinsey 7-s

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 9:31 PM  توسط مجتبي  | 

شش سيگما چيست؟

سيگما حرف هجدهم از حروف الفباي يوناني و اصطلاحي در آمار است كه به نمايش انحراف از وضع مطلوب( انحراف از استاندارد) مي‌پردازد.شش سيگما يك روش جامع بهبود اثر بخشي سازماني است كه در درون خود از ساختار برنامه و ابزارهاي توانمند مديريت كيفيت برخوردار است معناي شش سيگما تلاش براي نزديكي هر چه بيشتر به درجه تكامل و برتري در توليد محصول و با ارائه خدمات است. هدف شش سيگما كاهش انحراف از وضع مطلوب با تغيير‌پذيزي خروجي فرآيند‌هاست به طوري كه حتي با 6  سيگما انحراف استاندارد فرآيند مورد نظر بين حدود بالا و پائين مشخصات فني قرار بگيرد.

شش سيگما اساساَ يك هدف كيفي با ارزش و متعالي براي هر فرآيندي است. به همين سبب در قالب مباحث قابليت فرآيند مطرح مي‌شود. پروژه‌هاي شش سيگما را بعنوان پروژه‌هاي كاهش نرخ خطا تا حداكثر 4/3 نقص در ميليون( با استفاده از تكنيك‌هايي مانند تجزيه و تحليل آماري، حل مسأله و اصول كيفيت) تعريف كرده‌اند و نقص را هر چيز خارج از رضايت مشتري مي باشد .

از نگرش ديگر ، هدف شش سيگما بهبود رضايت مشتري است كه دستيابي به اين هدف از راه كاهش و از بين بردن ضايعات محصولات يا خدمات داراي نقص امكان پذير است . از طرفي رضايت مشتري يك هدف متحرك است ، چرا كه انتظارات مشتري پيوسته در حال تغيير است . «ارزش يك مشتري وفادار » و « هزينه يك مشتري از دست رفته » دو دليلي كه ما را به دنبال كردن هدف نقص وادار مي‌كند .

در سطوح اجرايي هدف شش سيگما اين است كه فعاليت توليد و يا ارائه خدمات را در محدوده مشخصات مشتري قرار دهد و تغييرات فرآيند را به علت تأثيرگذاري منفي آن روي مشتري كاهش دهد .

به طور مختصر مي توان خروجي هاي مورد انتظار شش سيگما را به صورت زير بيان كرد :

·        بهبود رضايت مندي مشتريان

·        كاهش زمان چرخه توليد

·        كاهش عيب ها

·        افزايش بهره وري

·        افزايش فرآيند و قابليت اطمينان محصول

·        كاهش كار در جريان

·        به دست آوردن سهم بيشتري از بازار

 

راهبران و پيشگامان شش سيگما

مقوله ضايعات صفر بر اين رويكرد تأكيد دارد كه همه خطاها قابل پيشگيري هستند .  در حقيقت اين مفهوم همان چيزي است فيليپ  حدود سه دهه پيش مطرح كرد . در اين راستا بسياري از سازمانهاي ژاپني اين مفهوم را به كار بستند سو به طور مؤثري از آن  سود بردند ،  در حالي كه ضايعات صفر ابتدا در آمريكا به عنوان  و به طور مؤثري از آن سود بردند ، در حالي كه ضايعات صفر ابتدا در آمريكا به عنوان  يك ابزار محرك معرفي شد .  شركت موتورولا در سال 1980 در مقاله اي شش سيگما را چنين معرفي كرد :

« روشي است براي اندازه گيري احتمال كه سازمان را قادر مي سازد تا محصول با خدمتي يا ضايعات صفر توليد كند. »

اين جريان كه توسط موتورولا آغاز شد بود ، به سازمان هاي ديگر گسترش يافت و به عنوان  روشي براي رقابت ، به صورت مداوم و جدي اجرا شد .  شش سيگما يك معيار بر اساس بهترين كلاس كيفي است كه ميزان  ضايعات / خرابي آن 3.4 در يك ميليون محصول توليد شده يا خدمت ارائه شده است . نخستين بار شش سيگما در اندازه گيري ضايعات صفر صفر در صنايع توليدي استفاده شد .

ضرورتي كه موتورولا را سمت ابداع روش شش سيگما كشانيد ،‌ قبول اين واقعيت بود كه در فضاي رقابتي كسب و كار امروز ، ديگر نمي توان صرفا با تفكر خطاي صفر و برخي راهكارهاي عملياتي به موفقيت رسيد . در سال 1988 موتورولا موفق به دريافت جايزه كيفي مالكوم بالدريج (Malcolm Baldrige) شد . هدف از اين اهداف اين جايزه ، شناخت  شركت هاي است كه فرضيه با ارزشي را براي ساير سازمان ها در زمينه هاي مختلف كاري مطابق مدل معيني درآورند .  پيش از اين سال ، شركت در سه سال متوالي 170 ميليون دلار (صرف آموزش كاركنان خود كرده بود ، نتيجه اي كهاخذ كرد اين بود كه 2/2 ميليارد دلار در هزينه هاي ناشي از كيفيت نا مطلوب از جمله ضايعات ، دوباره كاري و هزينه هاي گارانت صرفه جويي كرد . جنرال الكتريك نيز اهيمت اجراي اين برنامه را با توسعه پروژه هايشش سيگما از 200 در سال 1995 به 6000 عدد در سال 1997 نشان داد . همچنين اين شركت اعلام كرده كه به سبب اجراي اين برنامه در سال 1997 حدود 500 ميليون دلار و در سال 1998 بيش از 1.2 ميليارد دلار صرفه جويي داشته است .

كمتر از ده درصد شركت هايي كه به اين روش رو مي آروند ، مي توانند طي يك مدت زمان معقول به كسب موفقيت هايي همچون افزايش قيمت سهام و يا بهبود تراز مالي شركت نايل شوند .

موارد فوق نمايانگر اين است كه حركت سازمان ها به سمت سطوح كاربردي شش سيگما به منظور صرفه جويي هاي ميليارد دلاري از يك سو كمك به بالا رفتن ارزش سهامشان  از طرف ديگر بايد بسيار حساب شده و سنجيده باشد.

 

الگوريتم هفت مرحله اي اجراي شش سيگما در سازمان

براي سازمان‌هايي كه قصد دارند شش سيگما را به عنوان استراتژي مديريتي جديد خود معرفي سو مطرح سازند ، رويه‌اي در هفت گام وجود دارد . اين  رويه در ادامه آورده شده كه به همراه معرفي گامها توضيحات لازم ارائه شده است :

1)معرفي به مديريت : 

در معرفي شش سيگما به سازمان ، سطوح مديريت ارشد در اوليت نخست قرار دارد . اين بخش از سازمان بايد شش سيگما را به شكل حقيقي به عنوان  استراتژي مديريت بپذيرند . سپس تيم اجرايي و دوره بلند مدت پياده سازي شش سيگما در آن شركت سازماندهي مي شود .

شروع شش سيگما در يك سازمان يك تصميم مديريت و استراتژيك محسوب مي‌شود كه به همراهي و موافقت سطوح بالاي مديريت در سازمان نياز دارد . تمامي عناصري كه چهارچوب شش سيگما را تشكيل مي دهند ، براي اجراي موفقيت آميز در سازمان به همكاري مديريت نياز دارند . به ويژه اينكه بدون تعهد راسخ مديريت ارشد ، فعاليتهاي تيم پروژه و برنامه هاي آموزشي بندرت با موفقيت انجام مي شود . اگرچه مديريت ارشد بطور مستقيم در پيشرفت روزانه پروژه فعاليت نمي كند ، ولي نقش اين بخش از سازمان بعنوان رهبر ، پشتيبان و مدافع پروژه بسيار حياتي و حساس است . پروژه شش سيگما به مديريت  فعال و واقع گرا نياز دارد تا تعهد  و باور نسبت به پروژه را نه تنها در خود بلكه در تمام سازمان براي پيشبرد پروژه در چشم انداز آينده ايجاد نمايد.

2) آموزش : در هر برنامه شش سيگما به آگاهي از چگونگي عملكرد فرايندها متودولوژي پيشرفت و توسعه ابزار آماري شرح فعاليت هاي تيم پروژه اولويت بندي در خواسته هاي مشتريان و ساير حقايق پروژه نياز داريم . اين اطلاعات بايد از سطح سازمان گردآوري شده و بصورت يك آگاهي جمعي در اختيار تمامي پرسنل سازمان قرار گيرد.

تنها روش مناسب براي اين موضوع يك برنامه آموزشي مي باشد. پنج دوره آموزشي متفاوت و استاندارد شده در شش سيگما وجود دارد . براي تمايز اين دوره ها از يكديگر در شش سيگما از نظام رتبه بندي بوسيله كمربند كه از هنرهاي رزمي اقتباس شده استفاده مي كنند. اين رتبه بندي در جدول كمربندها نشان داده شده است .

 

جدول رتبه بندي كمربندها ( دوره ها )

دوره كمربندسفيد (WB)تنها مختص آشنايي مقدماتي با مفاهيم شش سيگماست. مدت اين دوره دو تا سه روز بوده و براي تمامي پرسنل ارائه مي شود . مفاهيم ارائه شده دراين دوره شامل :

·        معرفي كلي شش سيگما به كاركنان

·        چهارچوب و ساختار تيمهاي پروژه

·        و در نهايت آشنايي با تفكر و روشهاي آماري مي باشد.

دوره كمربند سبز (GB) از لحاظ محتوي و شركت كنندگان در دوره مرحله متوسط محسوب مي شوند . زمان دورة ناز براي ارائة اين دوره يك تا دو هفته بوده و در خلال آن متودولوژي توسعه و پيشرفت اداري به مديران مياني و سرپرستان بخشها آموزش داده مي شود.

دوره كمربند دوره اي جامع فراگير و پيشرفته است . هدف اين دوره تربيت مديران پروژه است . افراد موفق به گذراندن اين دوره به مختصصين شش سيگما تبديل مي شوند . اين افراد از ميان بهترين مديران جوان سازمان انتخاب شده و در برنامه رهبري و هدايت شش سيگما در گروه اصلي جاي مي گيرند . مدت دوره كمربند مشكي بين چهار تا شش ماه است . علاوه بر اين مدت 20 روز نيز سمينارهاي مطالعاتي براي شركت كنندگان در دوره برگزار مي شود. افرادي براي دوره كمربند مشكي برتر انتخاب مي شوند كه دوره كمربند مشكي را گذرانده و در زمينه فعاليت هاي پروژه داراي تخصص باشند. دوره كمربند مشكي  برتر جامع ترين دوره مي باشد . در اين دوره علاوه بر ارائه مطالب دوره كمربند مشكي برنامه ريزي و رهبري نيز آموزش داده مي شود. قهرمانان پيش برندگان پيشتيبانان و افرادي با تجربه و آگاه در زمينه شش سيگما هستند.

اين افراد از ميان مديران اجرايي ارشد سازمان انتخاب مي شوند. دوره قهرماني يا ارشد معمولا سه تا چهار روز به طول مي انجامد.

مواردي كه در اين دوره بر روي آن تمركز مي شود شامل :

·        چگونگي هدايت كلي برنامه هاي شش سيگما

·        چگونگي تعيين مراحل پروژه بهبود و توسعه

و چگونگي ارزيابي تلاشهاي انجام شده در جهت اجرا پروژه مي باشد.

 

3) اولويت بندي اجرا در بخش هاي سازمان : اولويت اجراي شش سيگما را به بخشهاي از سازمان تخصيص دهيد كه بيشترين اثر بخشي و نتيجه را به ارمغان آورد.

4) مميزي كيفيت براي تمامي فرايندهاي متاثر از پروژه شش سيگما مهم ترين مساله در طراحي سازمان بررسي كيفيت كالا ( خدمات ) ارائه شده بوسيله هر فرايند و تاثير آن بر رضايت مشتريان است . براي اين منظور مديران داراي كمربند مشكي را به عنوان رهبران تمام وقت پروژه انتخاب كرده و از آنها بخواهيد راه حل هايي براي مشكلات مميزي كيفيت بيابند.

5) تقويت زير ساخت ها براي اجراي پروژه شش سيگما اين مرحله شامل ايجاد يا تقويت سيستمهايي همچون :

·        سيستمهاي اندازه گيري

·        كنترل كيفيت آماري (SPC)

·        مديريت دانش (KM)

·        سيستم مديريت پايگاه داده ها (DBMS) و غيره مي باشند.

6) روز شش سيگما در هر ماه : در هر ماه روزي را براي شش سيگما در نظر گرفته و روند پيشرفت پروژه هاي مرتبط را همراه با مديريت ارشد سازمان بازبيني كنيد.

7)ارزيابي عملكرد شش سيگما در سازمان از نگاه مشتري : عملكرد شش سيگما در سازمان را از ديدگاه مشتريان آن سازمان ارزيابي كرده و از طرفي بهترين هاي دنيا را شناسايي كنيد. در صورت نياز در برنامه اجرايي شش سيگما اصلاحاتي را انجام دهيد. براي پيشرفت بيشتر به قدم نخست باز گرديد.

هفت مرحله اي كه در زير آورده شده مراحل اجراي يك فرآيند تحقيق علمي است اين مراحل تشابه زيادي با روش پياده سازي استراتژي سيگما دارد البته اين مراحل را معرفي كرده سو سپس به بيان نگرش هاي كلي شش سيگما مي پردازيم .

1- مشاهده : شناسايي اهداف و ويژگي‌هاي شان با استفاده از حواس پنجگانه ، تشخيص تغييرات در حواس و حواس و سرانجام مشاهده كردن . 

2- طبقه بندي :مرتب نمودن و دسته بندي اهداف و ويژگي هاي شان مقايسه آنها با يكديگر با در نظر گرفتن شباهت ها و تفاوت هايشان و توصيف زير ساخت هاي اهداف

3- اندازه گيري و سنجش :جايي كه يك كميت بعنوان واحد بكار مي رود ساير كميتها را با آن مقايسه نماييد.

4- جمع آوري و سازماندهي :داده ها را جمع آوري توصيف و ضبط نموده سپس آنها را منظم و طبقه بندي نماييد. آنگاه داده ها را با يكديگر مقايسه نموده و الگوها و مشابهت هاي موجود ميان داده ها را مشخص نماييد.

5- پيش بيني و نتيجه گيري :ابتدا مجموعه اي از داده هاي جمع آوري شده را تفسير و تبيين نماييد. وسپس اين تفسير را براي كل داده ها عموميت دهيد.

6- شناسايي متغيرها: به كمك مجموعه اي از مشاهدات و نتيجه گيري ها فرضيه اي را ايجاد نموده روشي براي بازبيني و امتحان اين فرضيه ارائه دهيد.

7- تركيب نمودن نتايج : تجارب بدست آمده از فرايند كاهشي در طراحي آزمايش و تفسيري از بررسي يك مشاهده را يكپارچه سازيد.

فهرست زير بيانگر ديدگاهي كلي از روش توسعه شش سيگما در شركت جنرال موتور است كه جهت ايجاد بهبود كيفيت در فرايندهايش بكار گرفته شده است.

1-     تعريف :داشتن تعريف درستي از مشتريان نيازهايشان ، برنامه تيمي ، فرايندهاي كليدي و تاثير اين فرايندها بر مشتريان

2-     سنجش : شناسايي شاخص هاي كليدي اندازه گيري ، ايجاد طرح و نقشه براي مجموعه داده ها جهت تحقيق در فرايندها و پياده سازي طرح مزبور بر روي مجموعه داده ها.

3-     تحليل :  تحليل داده هاي جمع آوري شده از هر فرايند ، براي پاسخ به اين پرسش كه چرا يك فرايند بطور دلخواه شكل نمي گيرد.

4-     توسعه : ايجاد و تعيين راه حل هاي بالقوه و ترسيم اين راه حل ها در مقياس كوچك تا مشخص شود آيا اين راه حل ها توانايي بهبود عملكرد فرايندها را دارند يا خير؟

5-     كنترل :  طرح ايجاد و ارائه يك برنامه كنترل به منظور اطمينان از پيشرفت و به